آوردهاند و بسيارى از آنها صورت خطابى و اقناعى دارند :
از هداية الطالبين مثل خواجه و غلام و رف و دو كاسهء آب و شراب و بلند كردن خواجه غلام را و نهى كردن از اخذ كاسهء شراب و تمرّد غلام بود تا آخر .
از شمع اليقين تربيت كردن مربّى اسبان و اختلاف احوال اسبان گوناگون پذيرفتن مشق و تعليم آنها بود تا آخر .
از بعضى از رسائل علمى مثال شمس و ديوار بود .
اين بنده از شمس و قمر مثل زده است .
مرحوم استادم علامهء شعرانى ، قدس سره الشريف ، فرموده است :
بايد عمل مردم را به عمل لشكريانى تشبيه كرد كه رئيس لشكر آنها را به جنگ وامىدارد و آنها به اختيار خود فرمان رئيس مىبرند و شهرى مىگشايند و دشمن را مىشكنند و همه مستحق اجر و انعامند ، هم رئيس و هم لشكريان . « 1 »
و مرحوم استادم ، علامه حاج ميرزا احمد آشتيانى ، قدس سرّه العزيز ، فرموده است :
مقصود از توكل اين نيست كه سعى و كوشش در امور و تحصيل اسباب و شرايط عادى آنها ننمايد و تدبير و فكر دربارهء آنها را يكسره به كنار بگذارد ، بلكه امور نامبرده و هرچه را كه حوائج بر آن توقّفى دارد ، بايد انجام دهد و اعتماد و اطمينان شخص در رسيدن به مقصود و حاجت خود ، تنها به خدا و فضل او باشد .
و حكايت شكايت صاحب مزرعه از شتردارى به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و پرسش حضرت كه : « به چه جهت شتر خود را عقال ننمودى و پابند نزدى ؟ » و جواب آن مرد كه عرض كرد : « توكل من باعث شد كه پابند نزدم . » و فرمايش حضرت به
هامش
( 1 ) . شرح تجريد ، ص 429 ، ط 1 .