تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
حال بدان كه به مثل ، نور شمس ، حسنه است و سايهء ديوار ، سيّئه . شمس به ديوار مىگويد : اگر چه تو روشنى ، ولى أنا أولى بنورك منك . و نيز به ديوار مىگويد : اگر چه ظهور سايهء تو نيز از من است ، ولى أنت أولى بظلّك منّي . و نيز به ديوار مىگويد : ما أصابك من نور فمن الشمس ، و ما أصابك من ظلّ فمن نفسك . بدين تحقيق و تمثيل معنى امر بين الامرين و منزلة بين المنزلتين روشنتر شده است كه هم ، جبر ، باطل است و هم تفويض ، و حق ، منزلة بين المنزلتين و امر بين الأمرين است . جبرى ، با ديدهء راست كج ، و قدرى با ديدهء چپ كج ديده‌اند . و قائل به منزلة بين المنزلتين با دو ديدهء راست راست بينش گويد : « ما أصابك من حسنة فمن اللّه و ما أصابك من سيئة فمن نفسك . » . و در عين حال موقن است كه : كل من عند اللّه . و گويد : اللّه تعالى أولى بحسناتنا منّا و نحن أولى بسيئاتنا منه .
راست بين از نظر راست به مقصود رسيد * احول از چشم دو بين در طمع خام افتاد
( حافظ ) و بدانچه در مثال خورشيد و ديوار گفته‌ايم در كريمهء
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا * ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً
« 1 » ، دقت شود و معنى آن دريافت گردد . و نيز از مثال مذكور دانسته مىشود كه مشيّت عبد مر حسنه را بالذات ، از مشيت خداوند است مر حسنه را بالذات ، و مشيت عبد مر سيئه را بالذات ، از مشية اللّه است مر آن سيئه را بالعرض . مثالى ديگر در توضيح مرام كه از جهتى در افادهء مطلب مذكور دلنشينتر است و آن اين كه : عامهء مردم شمس و قمر هر يك را به استقلال نيّر دانند ، و از لسان
هامش
( 1 ) . الفرقان ( 25 ) : آيهء 46 - 47 .