ظهر است پشت و بطن شكم و فرو پوستين
اليه نعامة « 1 » و دنبه شتر مرغ نعجة ميش
مسرد درفش « 2 » و زرغب كيمخت « 3 » و صرم چرم « 4 » * باشد غرا سر يشم و چون ثرط دان سريش
انجل فراخ چشم چو اكحل سياه پلك « 5 » * اشهل تو ميش چشم شمر چون قرابة خويش
القطعة الثامنة و الثلثون فى بحر الرمل المثمن المحذوف
اى بگردت صف زده خوبان حورا « 6 » منظره
همچو انجم « 7 » بسته گرد ماه تابان دائره
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان * هست اين بحر رمل برخوان بصوت و حنجره
شمع موم و زيف و بهرج ناسره « 8 » جيد سره * شادن و خشف و غزال است و رشأ « 9 » آهوبره
هامش
( 1 ) لف و نشر مرتب است اليه دنبه گوسفند ، نعامة شتر مرغ و اسقاط واو بين آنها از جهت ضرورت شعرى است
( 2 ) افزارى است كفش دوزان و امثال آنها را
( 3 ) زرغب بر وزن جعفر كيمخت است و كيمخت نوعى از پوست كه بد باغت خاص پيراينده فارسى است ( منتهى الارب ) شارح طالقانى گفته كيمخت نيز عربى است بنابر شهرت تفسير بان شده
( 4 ) صرم چرم پيراستة معرب است ( منتهى الارب ) يعنى معرب چرم است . غرا بالفتح سريشم يا هر چه بدان بيالايند چيزى را يا سريشم ماهى غراء مثله ( منتهى الارب )
( 5 ) بفتح پاء و سكون لام و فتح هر دو نيز صحيح است ( برهان قاطع )
( 6 ) صحيح آن حوراء بالف ممدوده است يعنى زن سياه سفيد چشم كه سياهى و سپيدى در غيت كمال باشد ( كنز )
( 7 ) جمع نجم است يعنى ستاره
( 8 ) سره بفتح اول و ثانى زر رايج تمام عيار باشد و آن نقيض قلب است كه ناسره گويند و هر چيز بى عيب و پسنديده را نيز سره گويند ( برهان قاطع )
( 9 ) هر چهار بمعنى بره آهو ميباشند و در خشف بحركات سه گانه خاء صحيح است .