تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
برذعة « 1 » قرطاط پشماكند « 2 » پالان دان اكاف
مقود افسار است و مخلاة و عليقة تو بره

القطعة التاسعة و الثلثون فى بحر المضارع المثمن المكفوف المقصور الاحزب

اى خط بدور مهر « 3 » رخت دود مشعله
باروى تو بر آيه نور است بسملة
مفعول فاعلات مفاعيل فاعلان * هر كس كه ديد خط « 4 » تو را خواند حو قلة
خارج برون « 5 » جمد يخ و زحلوفة چپچله « 6 » * داخل درون طبق ته « 7 » وضوضا « 8 » است مشغله
هامش
( 1 ) برذعه و قرطاط پلاسى مانند جل كه در شيب پالان شتر بر بالاى جلش اندازند تا جراحت نشود ( كنز اللغة ) ( 2 ) پشما كند بفتح پاء فارسى و سكون ثانى و فتح كاف تازى و سكون نون چيزى باشد كه آن را پرپشم كنند و ما بين پشت ستور و تنگ بار گذارند ( برهان قاطع ) مركب از پشم و آكند است و آكند بر وزن سازند يعنى انباشته و پركرده شده ( 3 ) مهر بمعنى آفتاب است يعنى خط سبز دور رخسار چون آفتابت كه بسان دود سياه دور مشعله است مانند آنست كه در اطراف آيه نوراللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ( 35 سوره نور ) بسم الله الرحمن الرحيم ( كه معنى بسمله است ) نوشته شده باشد ( 4 ) خط تازه رسته دور رخ چون آفتابت را ديده از حسن صورت وار صنع صورت آفرين بتعجب آمده و از سر تعجب لاحول و لا قوه الا بالله ( كه معنى حوقله است ) گفته ( 5 ) مخفف بيرون ( 6 ) چپچله بر وزن مرحله كوه پاره نرمى را گويند كه طفلان بر آن لغزند ( برهان قاطع ) يعنى كوه پاره و تپه نرم و خاكى و شن زار كه كودكان براى بازى به بالاى آن روند و بسوى پائين خيزند ( 7 ) خوانچه كه در آن چيز خورند ( 8 ) صحيح آن بالف ممدوده است قصرش از جهت ضرورت است يعنى آواز و غوغاى مردم در جنگ يا در هر ازدحامى و مشغله نيز عربى است بنابر شهرت تفسير بان شده .