قيامت نزد صاحبش ، يعنى كسى كه آن را ياد گرفته و بدان كار بسته ، در چهرهء جوانى نيكو روى رنگ برگشته مىآيد ، پس به دو مىگويد : من بودم آنكه شبت را بيدار مىداشتم ، و روزهايت را تشنه مىداشتم ، و آب دهانت را خشك مىداشتم ، و اشكت را روان مىداشتم ، هر كجا باشى من با توام ، هر بازرگانى در پى بازرگانى خود است ، و من امروز براى تو در پى بازرگانى و سوداگرىام . مژده درياب كه كرامتى از خداى - عزّ و جل - برايت خواهد بود . پس تاجى آورند و بر سرش نهند ، و امان به دست راست او عطا شود و جاودانى در بهشتها به دست چپ او . و به دو حلّه خلعت پوشانده شود ؛ سپس به دو گفته شود بخوان قرآن را و بالا برو ؛ پس هر بار كه آيتى را قرائت كرد درجهاى بالا رود ؛ و پدر و مادرش اگر مؤمن باشند به دو حلّه خلعت پوشانده شوند . پس از آن بدانان گويند اين پاداش شما كه به فرزند خود قرآن تعليم دادهايد .
ى - در مادهء جمع مجمع البحرين طريحى ، روى انه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قال ما من حرف من حروف القرآن الّا و له سبعون الف معنى . يعنى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : هيچ حرفى از حروف قرآن نيست مگر اينكه آن را هفتاد هزار معنى است .
نظير هر يك از احاديث ياد شده روايات ديگر نيز در جوامع روائى آمده است ، و اين چند حديث انموزجى از آنها مىباشند ، و ما به نحوى انتخاب كرديم تا صاحب بصيرت و زبان فهم بعضى از آنها را بيان و تفسير بعضى ديگر قرار دهد .
زيرا همانطور كه قرآن به فرمودهء امير المؤمنين عليه السّلام ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه على بعض . « 1 » همچنين احاديث ينطق بعضها ببعض و يشهد بعضها على بعض .
چنان كه حضرت امام صادق عليه السّلام فرمود : احاديثنا يعطف بعضها على بعض فان اخذتم بها رشدتم و نجوتم و ان تركتموا ضللتم و هلكتم فخذوا بها انا بنجاتكم زعيم . « 2 »
از حديث دهم و نحو آن دانسته مىشود كه مراد از درجات آيات معانى
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 131 .
( 2 ) - خصائص فاطميهء محمّد باقر كجورى مازندرانى ، ص 25 چاپ سنگى .