درجة . « 1 » يعنى يونس بن عمّار گفت امام صادق عليه السّلام فرمود : ديوانها در روز قيامت سهاند : يكى ديوانى كه در او نعمتهاست ، ديگر ديوانى كه در آن حسنات است ، پس ديوان نعمتها و حسنات را در مقابل يكديگر قرار مىدهند كه ديوان نعم تمام حسنات را فرامىگيرد و در خود فرو مىبرد ، و ديوان سيّئات مىماند . پس فرزند مؤمن آدم براى حساب خوانده مىشود . آنگاه قرآن در فراروى او در نيكوترين صورتى پيش مىآيد و مىگويد : اى ربّ من ، من قرآنم و اين بندهء مؤمن توست كه خود را به تلاوت من رنج مىداد ، و شب را در مدّتى دراز به ترتيل در قرائت من مىگذرانيد ، و درگاه تهجّد ( شب نمازى و شب زندهدارى ) از چشمان او اشك جارى مىشد ؛ پس او را خشنود گردان چنان كه مرا خشنود گردانيد . امام فرمود : در آنگاه خداوند عزيز جبّار مىفرمايد بندهء من يمينت را ( دست راستت را ) باز كن ، پس آن را از رضوان خداى عزيز جبّار پر مىكند ؛ و شمال او را ( دست چپ او را ) از رحمت خدا پر مىكند . سپس به او گفته مىشود اين بهشت براى تو مباح است ، بخوان ( قرآن را ) و بالا برو ؛ پس چون آيهاى را قرائت كرد ، درجهاى بالا مىرود .
ز - الكافى باسناده عن ابن ابى يعفور قال سمعت ابا عبد اللّه عليه السّلام يقول انّ الرجل اذا كان يعلم السورة ثم نسيها او تركها و دخل الجنّة اشرفت عليه من فوق فى احسن صورة ، فتقول تعرفنى ؟ فيقول لا . فتقول انا سورة كذا و كذا لم تعمل بى و تركتنى أما و اللّه لو عملت بى لبلغت بك هذه الدرجة و اشارت بيدها الى فوقها . « 2 » يعنى امام صادق عليه السّلام فرمود : همانا كه مرد سوره را مىداند ، سپس فراموشش مىكند و تركش مىگويد . داخل بهشت مىشود . آن سوره از بالا در نيكوترين صورتى بر او اشراف مىنمايد ، پس به دو مىگويد : مرا مىشناسى ؟
مىگويد : نه . پس گويد : من آن سورهام كه مرا به كار نبستى و تركم گفتى ؛ آرى ، سوگند به خدا اگر به من عمل مىنمودى هر آينه تو را به اين درجه مىرساندم . و با دست خود اشاره به بالاى خود نموده است .
هامش
( 1 ) - كافى معرب : جلد 2 ، ص 440 .
( 2 ) - كافى جلد 2 ، ص 445 معرب .