تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
بودن به در مىآيد ، و تا آثار وجودى او باقى است از آنها بهره‌مند است كه ارتقاى درجات نورى در نشأهء ماوراى طبيعت عائدش مىگردد بدون اينكه از پاداش عاملان به آثارش چيزى كاسته گردد ؛ چنان كه سيرت پليد و بد بدآموز سبب انحطاط و دركات ظلمانى او در ماوراى اين نشأه مىگردد بدون اينكه از كيفر عاملان بدان سيرت سيّئه چيزى كاسته گردد . و اشارات قرآنى و روايات وسائط فيض الهى در اين مسائل و مطالب بسيار است . اين بود تمامت آن نكته . معلّم ثانى ، ابو نصر فارابى ، در يكى از رسايلش ، به نام تحصيل السعادة كه راجع به نحوهء تأسيس و تشكيل مدينهء فاضله و تحصيل سعادت بحث كرده است ، سخنش را به اين دو اصل مهّم منتهى كرده است كه تحصيل سعادت به تعليم و تأديب است . تعليم ايجاد فضائل نظريه در امم و مدن است ، و تأديب طريق ايجاد فضايل خلقيه و صناعات عمليه در امم است . و التعليم هو ايجاد الفضائل النظرية فى الامم و المدن ، و التأديب هو طريق ايجاد الفضائل الخلقية و الصناعات العملية فى الأمم . تعليم رشد دادن نفس ناطقهء انسانى ، يعنى پروراندن روح و غذا به جان دادن است ؛ و تأديب انسان را به اعمال صالحه و شايسته نگاه داشتن است . ما ، روى موازين عقلى و نقلى ، علم و عمل را انسان‌ساز مىدانيم ، هر چند كه موازين نقلى ، يعنى شرعى ، برهان محض و عقل صرف و حق مطلق است . علم مشخّص روح انسان است و عمل مشخّص بدن او در نشأهء اخروى است ، و هر كس به صورت علم و عمل خود در نشأهء اخروى برانگيخته مىشود . واضح‌تر اين كه علم سازندهء روح انسان و عمل سازندهء بدن اوست . چه ، علم و عمل جوهرند نه عرض ؛ بلكه فوق مقوله‌اند ، چرا كه وزان علم و عمل وزان وجود است و ملكات نفس مواد صور برزخىاند ، يعنى هر عمل صورتى دارد كه در عالم برزخ آن عمل بر آن صورت به عاملش ظاهر مىشود ، كه صورت انسان در آخرت نتيجهء عمل و غايت فعل او در دنياست و همنشينهاى او ، از زشت و زيبا ، همگى غايات افعال و صور اعمال و آثار ملكات اوست كه در صقع ذات او پديد مىآيند و بر او ظاهر مىشوند ، كه در نتيجه انسان در اين نشأه نوع و در تحت آن