تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
آن را تصور مىكنيم . بايد تصور شئ بنابراين فرض سبب تحقق و وجود شئ باشد ؛ و اگر مراد از اين حقيقت آنى است كه ما آن را تصديق مىكنيم ، تصديق بعد از تحقق شئ است و سبب تصديق قبل از تصديق است ؛ و اگر مراد از اين حقيقت آنى است كه ما محقّق آنيم ، بنابراين وجه حقيقت واحده‌اى به حسب خارج در هر فردى متحقق است نه به طور تعدد و توزّع ؛ و حال اينكه شركت خارجيه بدون تعدد و توزّع ممتنع است و احدى هم قايل به تعدد و توزّع حقيقت واحده در خارج به حسب افراد نيست . پس امر حقيقت شئ چگونه است ؟ اين بود ادلّهء نه‌گانه‌اى كه در عدم اعتماد بر مبانى اهل نظر گفته شده است و ما نقل به ترجمه كرده‌ايم و فعلا از ورود در رد و ايراد و نقض و ابرام آنها اعراض مىكنيم . ولى سخن در اين است كه اقامهء دليل بر ردّ مبانى علوم نظريه با سلاح دليل به جنگ دليل رفتن است ؛ و دليل خود فلسفه است ؛ و چنان كه گفته‌ايم ، جامعه بشرى با برهان و استدلال به سوى كمال ارتقا مىيابد ؛ و اين برهان و استدلال فلسفهء الهى است كه عين صواب است و سيرت حسنهء سفراى الهى ، كه معلمان و مربيّان واقعى بشرند ، بوده و هست ؛ و قرآن كريم به بيّنه و برهان دعوت مىفرمايد :
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
، « 1 »
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ
، « 2 »
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ .
« 3 » امير عليه السّلام فرمود : فبعث فيهم رسله و واتر اليهم انبيائه ليستادوهم ميثاق فطرته و يذكروهم منسى نعمته و يحتجوا عليهم بالتبليغ و يثيروا لهم دفائن العقول . « 4 » امام صادق عليه السّلام در آخر توحيد مفضل ارسطو را به بزرگى ياد مىكند كه وى مردم را از وحدت صنع و تقدير و تدبير نظام احسن عالم به وحدت صانع مقدّر مدبّر آن رهبرى كرده است .
هامش
( 1 ) - نمل 27 : 64 . ( 2 ) - انفال 8 : 42 . ( 3 ) - نحل 16 : 125 . ( 4 ) - خطبه يكم نهج البلاغه .