قرآن و عرفان و برهان از هم جدائى ندارند
مفاد اين سخن نه اين است كه نظر عقلى باطل و كسب علوم عقلى ناصواب و برهان ناتمام است ؛ چه اينكه خود قرآن كريم ، كه مهمترين منطق وحى است ، فهم حقايقش را گاهى اضافه به دانشمندان فرمود ، و گاهى به خردمندان ، و گاهى به انديشمندان ، و گاهى به صاحبدلان و نظاير آنان و فرمود :
وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ .
« 1 » و فرمود :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ .
« 2 » و فرمود :
كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ .
« 3 » و فرمود :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها .
« 4 » و آيات بسيار ديگر از قبيل هر يك اينها .
غرض اينكه هر كس حظّ او در علوم اوفر و بهرهء وى از آنها بيشتر است ، نصيب او از قرآن بيشتر است ؛ كه كتاب عقل و علم و فكر است ؛ و حاشا كه قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى داشته باشند .
صدر المتألهين ، در آغاز فصل دوم باب ششم نفس اسفار « 5 » كه پس از اقامه براهين بر تجرّد نفس ناطقه در فصل قبل آن ، اين فصل را در نقل ادّلهء سمعيّه از آيات و روايات عنوان كرده است فرموده است :
فلنذكر ادلة سمعية لهذا المطلب حتّى يعلم ان الشرع و العقل متطابقان فى هذه المسألة كما فى سائر الحكميات و حاشى الشريعة الحقة الالهية البيضاء ان تكون احكامها مصادمة للمعارف اليقينية الضروريّة و تبّا لفلسفة تكون قوانينها غير مطابقة للكتاب و السنة . « 6 »
يعنى چون در اين مطلب ، كه اثبات تجرّد نفس ناطقهء انسانى است ، چند برهان عقلى در فصل سابق آوردهايم ، در اين فصل چند دليل سمعى از آيات و روايات ذكر كنيم تا دانسته شود كه عقل و شرع در اين مسئلهء تجرّد نفس ، مانند
هامش
( 1 ) - سبا 34 : 6 .
( 2 ) - يوسف 12 : 2 .
( 3 ) - يونس 10 : 24 .
( 4 ) - محمّد 37 : 24 .
( 5 ) - ج 4 ، ص 75 .
( 6 ) - اسفار ج 4 ، ص 75 .