وصول نموده است .
لجّه وسط و دل دريا را گويند . و اين اصطلاحات انباشته به نام علم است كه رهزن است ، نه آن علمى كه لسان نبوّت فرموده است : العلم نور يقذفه اللّه فى قلب من يشاء . و همين علم رهزن است كه فرمودهاند تيغ در كف زنگى مست افتد آن نكند كه علم در دست ناكس كند . نعوذ باللّه من شرور انفسنا و من سيّئات اعمالنا .
دفتر دل ، كه يكى از آثار منظوم راقم است ، در اين مقام گويد :
علوم اصطلاحى نعمت اوست * ولى بى سوز عشقش نقمت اوست
ترا انبار الفاظ و عبارات * چه حاصل مىدهد غير خسارات
چو نبود نور علم يقذف اللّه * چه انبارى ز الفاظ و چه از كاه
گل اندامى و جانت گند نازار * ز بوى گند ناخلقى در آزار
بكن از بيخ و از بن گند نا را * مرنجان اينهمه خلق خدا را
گمانت اينكه با خرج عبارات * بكرّ و فرّ و ايماء و اشارات
سوار رفرفستى و براقى * ورم كردى و پندارى كه چاقى
بدرآ خواجه از كبر و ريائى * گدائى كن كه يا بى كبريائى
در اين درگه دل بشكسته بايد * تن خسته دهان بسته بايد
صاحب فصوص الحكم در فصّ عزيرى آن گويد :
و لمّا كانت الانبياء صلوات اللّه عليهم لا تأخذ علومها الا من الوحى الخاص الالهى فقلوبهم ساذجة من النظر العقلى لعلمهم بقصور العقل من حيث نظره الفكرى عن ادراك الأمور على ماهى عليه .
يعنى چون علوم انبياء - صلوات اللّه عليهم - از وحى خاص الهى مأخوذ است ، قلوب ايشان از نظر عقلى ساذج است ، يعنى ساده و بىرنگ از آن است ؛ چه آنان عالماند كه عقل از راه نظر فكرى قاصر از ادراك امور آنچنانكه هستند مىباشد .