تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
و بايست دانست كه هر چند شبهاى قدر بحسب آفاق مختلف از جهت زمانى بودن متعدد و مختلف باشند ليكن از حيث اتصال و ارتباط همه آنها به شب قدر دهرى متحد هستند زيرا كه همه سايه‌ها و پرتو حقيقت دهرى شب قدر مىباشند نظير آنكه هرگاه مخروطى از نور فرض كنيم كه نقطه رأس آن به سمت بالا و قاعدهء آن به سمت پائين قرار گيرد و خطوط شعاعيه از نقطه رأس مخروط به طرف پايين آمده رسم قاعده مخروط نمايد در اين صورت گوييم خطوط شعاعيه هر چند متعدّد و درجات مختلف قرار دارند ولى از نظر اتصال همه آنها بنقطه رأس مخروط يكى و در يك سمت مىباشند ، و قاعده مخروط هر چند امتداد و وسعت هندسى دارد ليكن از حيث ارتباط برأس مخروط بسيط مىباشد . خلاصه سخن آنكه وحدت و بساطت حقائق از احكام موجوديت در عالم ما فوق الطبيعه است و كثرت تجزيه و تعدد آنها از احكام و عوارض موجوديت و هستى در عالم طبيعت و ماده است و در اين مطلب تأمل نيك و عميق لازم است تا به حقيقت آن برسند . تلويح الهامى بر محقق خبير و عارف بصير پوشيده نيست كه ممكن است حديثى كه در باب شب قدر متعرض نزول ملائكه به زمين و عنايت مخصوص به ايشان به مؤمنين مطابق مضمون آيه مباركه در سوره قدر است اشارت به اين معنى بود يعنى شب قدر دهرى كه بيان شد و روحى است مجرد و ملكى است مقرب به توجه آن به شب قدر زمانى رسم شب قدر زمانى مىشود و احكام خاصه ليلة القدر بر آن مترتب مىشود هرگاه روح دهر در جسد زمانى نبود و شب زمانى ليلة القدر متقوم به دهرى نمىگرديد مانند سائر شبهاى سال مىبود ، فافهم و اغتنم و الحمد للّه سبحانه على فضله و الهامه . اين بود تمامت مقالت آن جناب كه به نقل آن تبرّك جسته‌ايم ، و ما را سخنى ديگر ارفع و امشخ در بيان ليلة القدر است كه در طول اين وجه است و بعد از اين عنوان خواهيم كرد . اينك در اينكه ليلة القدر هميشه بوده است و هميشه خواهد بود اشارتى مىنماييم ؛ آنگاه ، در اين معنى كه ليلة القدر را ، به بيان ديگر ،