تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
مراتب سه‌گانه از وجود را داراست ، اما وجود عقلى زمان كه بسيار بسيط و غير قابل تعدد است آن را دهر اعلى گوييم و آن حقيقت سايه خود را بر سر سال و ماه و ليل و نهار گسترده و بمنزله جان و روح است براى آنان و يك فرد هم بيشتر نيست . و اما وجود مثالى زمان كه طرف موجودات مثاليه است ، هر چند به بساطت وجود عقلى نيست ليكن از بساطت و وحدت بىبهره نيست و آن را دهر اسفل خوانيم ، و اما وجود مادى طبيعى زمان همين مدّت گذشت حوادث است كه در آن قبل و بعد و تقدم و تأخر و انقسام و تجزيه و تعدد تصور مىشود مورد حساب منجمين است و فصول چهارگانه و سال و ماه و ايام مىباشد . حال نتيجه مطالب فوق را كه منظور اصلى است بيان مىكنيم و مىگوييم بدون شك شب قدر كه زمان مخصوص است از شبهاى ماه مبارك رمضان يا غير آن و على الأقوى شب بيست و سوم شهر صيام است حقيقتى است كه داراى وجود عقلانى محيط است و در آن وجود يكى بيش نيست ولى محيط به وجودات مثاليه آن شب كه براى نوعى از ملائكه مقرر است مىباشد ، و وجودى دارد طبيعى و مادى و زمانى كه آن شب قدر ما است كه در اين عالم هستيم و دانستى سابقا كه وجود طبيعى هر حقيقتى متعدّد است پس شب قدر زمانى هم چنان كه باعتبار سالها متعدد است همچنين بحسب اختلاف آفاق متعدد است يعنى در هر افقى كه رؤيت هلال شهر رمضان واقع شود از شب رؤيت كه بيست و دو شب گذشت شب بيست و سوم آن شب قدر زمانى آن افق است و يكى از مظاهر و ظلال شب قدر دهرى است كه در عالم ابداع است ، و در افق ديگر كه شب ديگر رؤيت هلال شود بيست و سوم آن شب در آن افق ديگر شب قدر زمانى و طبيعى آن افق است و مظهر ديگرى از مظاهر شب قدر دهرى است و هكذا ؛ پس شب قدر دهرى يكى است ولى شب قدر زمانى در عالم زمان و طبيعى باختلاف آفاق متعدد است و منافاتى ندارند بلكه وحدت در دهر و تعدد در زمان از مقتضيات عالم دهر و عالم زمان است . و اين معنى اختصاص به شب قدر ندارد بلكه چنان كه اشاره نموديم در همه حقائق امكانيه جارى است .