تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
مرحوم ملكى گويد : اگر در وداع زمان اشكال برايت پيش آيد كه زمان از قبيل موجود زندهء باشعور قابل صحبت و توديع نيست ، به جواب سيد - قده - در اقبال بنگر . و اگر از آن جواب قانع نمىشوى به اين گفتار ما گوش فرا ده : بدان كه زمان و مكان و ساير اشياى بيجان ، اگرچه در اين عالمشان و با اين صورشان شاعر نيستند ، ولى همهء آنها را در بعضى عوالم عاليه حيات و شعور و نطق و بيان و حبّ و بغض است ؛ چنان كه اخبار بسيارى كه در احوال عوامل برزخ و قيامت آمده است و همچنين مكاشفات اهل كشف كاشف اين مطلب است ، زيرا آنچه در اين عالم وجود مىيابد آنها را در عوالم ديگرى كه به حسب وجود سابق بر اين عالم‌اند وجودى است ، و موجودات را در هر عالمى صور و احكام مخصوص به آن عالم است كه با صور و احكام اين عالم اختلاف دارد ( يعنى اختلاف به حسب ظل و ذى ظل و حقيقت و رقيقت دارد ) . و از احكام بعض عوالم عاليه اين است كه هر چه در آنها موجودند داراى حيات و شعورند ؛ زيرا كه آن دار دار حيات است و زنده است ، چنان كه اخبار بر آن دلالت دارد ، و لعل قول خداوند متعال و ان الدار الآخرة لهى الحيوان اشارت به همين مطلب باشد . و از اخبارى كه دلالت بر حيات موجودات عالم آخرت مىكنند اخبارىاند كه در آنها آمده است فواكه بهشت تكلّم دارند و سرير بهشتى به تكيه كردن مؤمن بر آن شادى و استبشار مىنمايند ؛ بلكه برخى از اين اخبار دلالت بر تكلّمات ارض با مؤمن و كافر دارند ؛ و اين امور به اين عالم حسى گويا نيستند ، لذا اهل اين عالم تكلمات آنها را نمىشنوند ، بلكه به ملكوتشان در تكلّم و فرح و استبشارند . و از اين قبيل است تكلم حصا در دست رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه نطق و تكلم سنگريزه به ملكوت اوست . و اعجاز رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين بود كه نطق لسان ملكوت آنها را به اسماع دنيوى اسماع كرده است . بلكه آنچه را كه نبى يا ولى معجزه كرده است . از قبيل انطاق جماد و احياى آن ، همه از اين باب‌اند ؛ چه اينكه عصاى موسى و طير عيسى ، حياتشان به ملكوتشان بوده است . و ملكوت از اهل اين عالم غائب است ، مگر اينكه خداوند بنابر حكمتى براى ايشان اظهار بدارد . پس زمان در بعضى