تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
است و تكرار در تجلى نيست لذا هيچ اسمى از اسماء اللّه مكرر نمىشود ، مثلا اسم شريف نور در هر آنى ظهورى خاص دارد
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
كه كله هو شأن است و يوم هنگام ظهور است و هر دم ظهورات و تجليات غير متناهى است ، صاحب قلب در قبول تجليات حق احق است نه صاحب عقل كه اين عقال است و آن در تقلب و تنوع است ، ذاكر را در هر حال حالى خاص است و در آن حال اسمى را كه ذاكر است به معنايى است كه همان اسم در حال بعد به معنى ديگر است ، مثلا اللّه را كه مريض و جايع وضال ندا مىكنند آن يا شافى دومى يا رازق و اين يا هادى گويد . نزول بركات تجليّات در قلب مفتوح از فيض قلب عالم امكان است و اين معنى هجرت است كه بايد پشت به اين شهر و رو به شهر ديگر كرد يعنى از طبيعت به ماوراى آن روى آوردن لا يقع اسم الهجرة على أحد الّا بمعرفة الحجّة فى الارض فمن عرفها و أقربها فهو مهاجر « 1 » . و اين مهاجرت اعراض از نشئهء عنصرى است و در اين اعراض بركاتى است از جمله تمثلات نوريه در موطن خيال صقع نفس ناطقه كه مظهر اسم شريف مصور است و مجبول بر محاكات هيئات ادراكيه است . نوم و احتضار و تنويم مغناطيسى و اشباه و نظائر آنها هيچ‌يك موضوعيت در حصول تمثلات ندارند و ملاك اعراض نفس از نشأه عنصرى و احوال اينسوئى و توجّه تام و حضور كامل به آنسوى داشتن است ، فى مقعد صدق عند مليك مقتدر . امام صادق عليه السّلام فرمود : القلب حرم اللّه فلا تسكن فى حرم اللّه غير اللّه « 2 » .
پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب * تا در اين پرده جز انديشه او نگذارم
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبه 187 . ( 2 ) آخر كتاب جامع الاخبار شيخ صدوق رحمه اللّه .