تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤

تجدد امثال و حركت جوهرى

همه تجليات در مظاهر و مجالى بىوقفه و پىدرپىاند آنچنان كه هيچ تراخى بين دو تجلى در هيچ اسم و عين نيست و تعبير به پس و سپس در پارسى و ( ف ) و ( ثم ) در تازى بين دو تجلى فقط مقتضى تقدم رتبى قبلى بر بعدى است . قلب بويژه از آن انسان كامل مرآت اين ظهورات تجليات است . اين ظهورات تجليات دمبدم تجديد خلق در هر دم است كه انسان شاعر بدان نيست حتى به نفس خودش هم كه در آن پيش نبود و پس از آن بود شد قوله تعالى
بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ
، اين تجديد خلق ، تجدد امثال است چنان كه در قبل بدان اشارتى شد .
شد مبدل آب اين جو چندبار * عكس ماه و عكس اختر برقرار
عجب اين كه آدم دمبدم در ترقى است و از جهت لطافت و رقّت حجاب توجّه ندارد . تجدد امثال در آدم و عالم خواه در عارى از ماده و خواه در ممنوّ به آن سارى است . لطافت و رقّت حجاب به اين معنى است كه صانع - جلت عظمته و على صنعه - از بس كه نقاش و مصور چيره‌دست است از تجدد امثالى كه پىدرپى مىآورد ، به تجدد آن و آوردن امثال آن پى نتوان برد ، بلكه محجوبين يك‌چيز پندارند ، و حجاب همين مظاهر متكثره‌اند كه حجاب ذاتند . به مثل اگر كسى در كنار نهر آب سريع السير بايستد ، صورت خود را در هر مقدار زمان ممتد ، ثابت مىبيند با اينكه لحظه به لحظه عكس او در آب از انعكاس نور بصر در آب حاصل مىگردد ، و مىدانيم با اين كه آب تند رودخانه هيچ قرار ندارد و حال اين كه آب صورت قار مىنمايد همچنين صانع چابك دست‌چيره دست به اسم مصور آن فان كه
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
است چنان در موجودات از طبايع و قوى و املاك و عقول تجدد امثال و ايجاد امثال مىنمايد