معجزات قولى : علوم و معارف و حقائقىاند كه به تعبير حضرت وصى عليه السّلام در خطبه أشباح نهج البلاغه از ملائكه اهل امانت وحى از حظائر قدس ملكوت بر مرسلين نازل شدهاند . سرسلسلهء معجزات قولى ، قرآن مجيد است ، و معارف صادر از اهل بيت عصمت و وحى و منطق صواب و فصل خطاب ، چون نهج البلاغه و صحيفهء سجاديه و جوامع روائى ، تالى آن مرتبهء نازلهء آنند ، هرچند كه بيانگر اسرار و بطون و تأويلات قرآنند .
معجزات فعلى ، موقت و محدود به زمان و مكان و خلق الساعة و زود گذرند ، و بعد از وقوع فقط عنوان تاريخى و سمت خبرى دارند ، به خلاف معجزات قولى كه در همه اعصار معجزهاند و براى هميشه باقى و برقرارند .
معجزات فعلى براى عوامند كه با محسوسات آشنايند و با آنها الفت گرفتهاند و خو كردهاند و پاىبند نشأت طبيعتاند و به ماوراى آن سفرى نكردهاند ، اين فريق بايد با حواس ادراك كنند و به خصوص بايد با چشم ببينند تا باورشان آيد .
اينان از نيل به بهجت معنوى و وصول به لذت روحى و سير در ديار فسيح معقولات و مرسلات بىبهرهاند ، و حتى عبادات را به اميد حور و قصور خيال قاصرشان انجام مىدهند و از ذوق عبادت احرار و عشّاق ناكاماند ، و بالاخره عواماند خواه در صنايع و حرف مادى ورزيده باشند و خواه نباشند . امير عليه السّلام فرمود :
ان قوما عبدوا اللّه رغبة فتلك عبادة التّجار ، و انّ قوما عبدوا اللّه رهبة فتلك عبادة العبيد ، و انّ قوما عبدوا اللّه شكرا فتلك عبادة الاحرار « 1 » .
خواص را - كه قوهء عاقله و متفكرهء پيكر مدينهء فاضلهء انسانىاند - علوم و معارف به كار آيند . اين طايفه ، معجزات قولى را كه مائدههاى آسمانى و مأدبههاى
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، حكمت 237 .