تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣
مرزوق به علم لدنىاند صادر شده‌اند . و پوشيده نيست كه اين گونه معجزات قولى ، بعد از قرآن و پيغمبر خاتم صلّى اللّه عليه و إله و سلم از هيچ صحابه و علماى بعد از آنان به جز از ائمهء اثنى عشر اماميه عليهم السّلام روايت نشده است ، اگر كسى سراغ دارد ارائه دهد ، اگر كسى عديل فرموده‌هاى آل طه از نهج البلاغه گرفته تا توقيعات حضرت بقية اللّه را آگاهى دارد خبر نمايد ، ما كه هرچه بيشتر گشتيم كمتر يافتيم . وانگهى تنها سخن از عبارت‌پردازى و سجع و قافيه‌سازى نيست ، بلكه سخن در فصاحت و بلاغت تعبير است ، بلكه كلام در بيان حقائق‌دار هستى با بهترين تعبيرات عربى مبين ، و درج در معنى در زيباترين و رساترين درج صدف عبارت كه نوابع دهر و افراد يك فن در فنون علوم ، در فهم آنها دست تضرّع و ابتهال به سوى ملكوت عالم دراز مىكنند ، مىباشد . ادعيهء مأثوره ، هريك مقامى از مقامات انشائى و علمى و عرفانى ائمه دين مااند . لطائف شوقى و عرفانى ، و مقامات ذوقى و شهودى كه در ادعيه نهفته است در روايات وجود ندارد . زيرا در روايات ، مخاطب ، مردم‌اند و با آنان به فراخور عقل و فهم و ادراك و معرفتشان سخن مىگفتند ، نه هرچه گفتنى بود ، كما فى البحار عن المحاسن عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم انه قال : انّا معاشر الانبياء نكلّم النّاس على قدر عقولهم « 1 » ، اما در ادعيه و مناجاتها با جمال و جلال مطلق و محبوب و معشوق حقيقى به راز و نياز بوده‌اند ، لذا آنچه در نهان‌خانهء سر و نگارخانه عشق و بيت المعمور ادب داشتند به زبان آوردند . معجزات سفراى الهى بر دو قسم است : قولى و فعلى . معجزات فعلى : تصرف در كائنات و تسخير آنها و تأثير در آنها ، به قوت ولايت تكوينى انسانى به اذن اللّه است ، همچون شق القمر و شق الأرض و شق
هامش
( 1 ) بحار ، ط كمپانى ، ج 1 ، ص 30 .