انتفاع به حجت در زمان غيبت
بدانكه فائدهء وجود امام منحصر به جواب دادن سؤالهاى مردم نيست بلكه موجودات و كمالات وجوديه آنها بسته به وجود او هستند و در حال غيبت افاضه و استفاضه او مستمر است . از لسان قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم در حل اين معما گوش دل باز كن و از احتجاج طبرسى در توقيع ثانى وكلاى اربعه محمّد بن عثمان عمرى در جواب اسحق به يعقوب فهم كن :
و أما وجه الانتفاع بى فى غيبتى فكالانتفاع بالشّمس اذا غيّبها عن الابصار السّحاب .
و همين بيان را امام صادق عليه السّلام به سليمان به مهران اعمش فرمود :
قال سليمان فقلت للصادق عليه السّلام :
فكيف ينتفع الناس بالحجّة الغائب المستور ؟ قال : كما ينتفعون بالشّمس اذا سترها السّحاب . بلكه همين بيان را خاتم الانبياء به جابر انصارى در غيبت خاتم الائمه عليه السّلام فرمود ، آرى :
آن شاخ گل ارچه هست پنهان ز چمن * از فيض وجود اوست عالم گلشن
خورشيد اگر چه هست در ابر نهان * از نور ويست باز عالم روشن
علاوه اينكه بايد ديد كه آيا خليفة اللّه غائب است يا ما حاضر نيستيم و در حجابيم و اسم خود را بر سرّ آن شاهد هر جايى مىگذاريم .
يا ربّ به كه بتوان گفت اين نكته كه در عالم * رخساره به كس ننمود آن شاهد هر جايى
ما را كه براهين ايقانى عقلى و نقلى به تواتر از بيت وحى است نياز به تمسك اقناعيات نيست مگر اينكه در استيناس و رفع استيحاش بعضى از نفوس را مفيد افتد گوييم : باخه كه سنگپشت و لاكپشتش هم گويند درباره او به أحجيّه