تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢

بحث حق

بيان : اين فص شروع در تفسير فص سيزدهم در بيان كلمه حق ، و در بيان ظاهر و باطن بودن حق ، و در بيان اكتساب عبد مرصفات حق را ، و در بيان كيفيت حال او در آنحال است . اين فص را در بسيارى از كتب فلسفى با اسناد به اين كه از رساله فصوص فارابى است نقل كرده اند . چنان كه در ديباچه كتاب در صحت انتساب رساله فصوص فارابى و شرح او بر آن ، فصوصى چند را كه از آن جمله همين فص است با ماخذ آنها نام برده ايم و نشان داده ايم . عبارات نسخه هاى فصوص را در اين فص اختلاف است ، متن مختار فاضل شارح شنب غازانى با نسخه هاى منقول در كتب فلسفيه ، و تقريبا مطابق است و عبارت فص در شرح او اين است : هو الحق فكيف لاويقال حق للقول المطابق للمخبر عنه اذا طابق القول . و يقال حق للوجود الحاصل بالفعل . و يقال حق للموجود الذى لاسبيل للبطلان اليه . و الاول تعالى حق من جهة المخبر عنه ، حق من جهة الوجود ، حق من جهة انه لاسبيل للبطلان اليه . و در شرح معنى دوم حق ( و يقال حق للوجود الحاصل بالفعل ) گفته است : اى فى وقت من الاوقات سواء تحقق حصوله كقولنا الجنة ح‌ق و النار حق او سيتحقق كقولنا القيمة حق و الحساب حق . شنب غازانى بالفعل را باصطلاح منطقى كه مطلقه عامه است دانسته است كه آن را به وقتى از اوقات شرح كرده است . راقم گويد : در صورت صحت اين نسخه ، سزاوار است كه بالفعل در اين مقام تفسير شود بأنه فى مقابل ما يكون الوجود فيه بالقوة . يعنى بالفعل مقابل آنى باشد كه وجود در او بالقوه است كه اين وجود الان و فى الحال حق است و تحقق يافته و به ثبوت رسيده است . شنب غازانى در شرح عبارات بعد گفته است : و يقال حق للموجود الذى لاسبيل للبطلان اليه ، و هو ما يكون