تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
قائل است عارض بر جوهر نيست بلكه طبيعت جوهر است و سرتاسر عالم طبيعت مشمول اين حكم است . و وجوه فرق اين دو حركت را در جزوه اى جداگانه نگاشتيم . آنكه فارابى گفت : والترتيب يجمع الكثرة فى نظام والنظام وحدة ما كلامى بسيار رفيع است يعنى نظام وحدتى است كه كثرت بدان بوحدت بر مى گردد و خود نظام وحدتى است . آنكه فارابى گفت : ثم يكسى المواد ، مقصود اين است كه سلسله موجودات بترتب نزولى تا بعالم طبيعت ميرسد كه لباس ماده ميپوشد . آنكه فارابى گفت : فهو كل الكل من حيث صفاته الخ ، يعنى صفات او مشتمل بر كل است و ذاتش مشتمل بر آن صفات پس ذاتش كه مشتمل بر كل صفات است كل الكل است . و صفاتش از اين جهت مشتمل بر كل است كه گفته است كل كل متمثل فى قدرته و علمه . بيان فص را به همين اندازه خاتمه ميدهيم كه ورود در علم بارى بذاتش و بغيرش بلكه در توحيد ذات هم بنابر ظواهر بلكه نصوص كلمات مشاء چنان كه گفته ايم موارد ايراد و اشكال بسيار دارد اگر چه در احيالج معارف و تحقيق حقائق بسيار بسيار زحمت كشيده اند شكر الله الرحمن الرحيم مساعيهم الجميلة ، و جزاهم عن العلم و أهله خير جزاء و غير معصوم از اشتباه و خطا معصوم و مصون نيست . تا اينجا تفسير فص دوازدهم خاتمه مى يابد ، و از فص بعد ، تفسير فص سيزدهم رساله فصوص الحكم نيز بقلم خود فارابى است .