الواجب هالك اذا الهلاك عبارة عن لا استحقاقية الوجود و كل شى هالك الا وجهه كان له وجه .
در منظومه متأله سبزوارى ( ص 16 ) عبارت فص بدينصورت نقل شده است : والاول تعالى حق من جهة الخبر عنه ، كه المخبر عنه به هيأة اسم مفعول از اخبار به الخبر عنه تصحيف شده است .
كلمه قول در عبارت فارابى به معنى خبر است كه از آن به عقد و قضيه نيز تعبير مىشود .
هر قولى كه مطابق بودن مخبر عنه با آن لحاظ شود آن قول را حق گويند كه حق صفت قول است . چنان كه مى گوئيم : كلمه لااله الا الله حق است كه مخبر عنه مطابق به كسر باء است ، و قول مطابق بفتح باء .
و اگر به عكس آن أعنى مطابق بودن قول با مخبر عنه لحاظ شود ، آن قول را صدق گويند كه باز صدق صفت قول است . چنان كه مى گوئيم فلانى در قول خود صادق است . يعنى قول او مطابق است با آنچه كه از او خبر داده است كه قول مطابق بكسرباء است ، و مخبر عنه مطابق بفتح باء .
قسم اول از اين دو قسم كه حق بودن قول است ، وجه اول از وجوه معانى در كلام فارابى است . و خلاصه اين كه اگر بحث در الفاظ شود حق از صفات قول است ، و اگر نظر به اعيان باشد حق صفت موجود عينى است به تفصيلى كه بيان مىشود .
و وجه دوم از معانى حق كه گفته است : و يقال حق للموجود الحاصل للمخبر عنه اذا طابق الواقع اين است كه ممكن است مخبر عنه در واقع موجود نباشد و هنوز رنگ وجود نگرفته باشد مثل اينكه بگويى درياى نقره مذاب سيال است كه اين قول تو صدق و حق است اگر چه وجود خارجى براى چنين دريايى نيست .
و ممكن است كه مخبرعنه در واقع موجود باشد و از آن خبر دهيم مثل اينكه از موجودات متحقق بالفعل در خارج خبر دهيم . فارابى در اين قسم گويد آن وجود واقعى كه براى مخبر عنه بالفعل
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى) — صفحة 545
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥٤٥