حسين عليهما السلام نيز گفتند : ما هم نذر مىكنيم روزه بگيريم ) .
چيزى نگذشت هر دو شفا يافتند ، در حالى كه از نظر مواد غذائى دست خالى بودند على عليه السلام سه من جو قرض نمود ، فاطمه عليها السلام يك سوم آن را آرد كرد ، و نان پخت ، هنگام افطار ، سائلى بر در خانه آمده ، گفت :
السَّلامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله
: « سلام بر شما اى خاندان محمّد » ! مستمندى از مستمندان مسلمين هستم ، غذائى به من بدهيد ، خداوند به شما از غذاهاى بهشتى مرحمت كند ، آنها همگى مسكين را بر خود مقدم داشتند ، و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشيدند .
روز دوم را همچنان روزه گرفتند و موقع افطار ، وقتى كه غذا را آماده كرده بودند ( همان نان جوين ) يتيمى بر در خانه آمد آن روز نيز ، ايثار كردند و غذاى خود را به او دادند ( بار ديگر با آب افطار كردند و روز بعد را نيز روزه گرفتند ) .
در سومين روز ، اسيرى به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد ، باز هر كدام سهم غذاى خود را به او دادند هنگامى كه صبح شد ، على عليه السلام دست حسن عليه السلام و حسين عليه السلام را گرفته بود و خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند ، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را مشاهده كرد ، ديد از شدت گرسنگى مىلرزند ! فرمود ! اين حالى را كه در شما مىبينم براى من بسيار گران است ، سپس برخاست و با آنها حركت كرد ، هنگامى كه وارد خانهء فاطمه عليها السلام شد ، ديد در محراب عبادت ايستاده ، در حالى كه از شدت گرسنگى شكم او به پشت چسبيده ، و چشمهايش به گودى نشسته ، پيامبر صلى الله عليه و آله ناراحت شد .
در همين هنگام جبرئيل نازل گشت و گفت : اى محمّد ! اين سوره را بگير ، خداوند با چنين خاندانى به تو تهنيت مىگويد ، سپس سورهء « هل أتى » را بر او خواند ( بعضى گفتهاند : از آيهء « انَّ الأَبْرارَ » تا آيهء « كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً » كه مجموعاً هيجده آيه است در اين موقع نازل گشت ) .
آنچه را در بالا آورديم ، نص حديثى است كه با كمى اختصار ، در « الغدير » به عنوان « قدر مشترك » ميان روايات زيادى كه در اين باره نقل شده ، آمده است ، و در
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 477
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٧٧