در اينجا قريش به « وليد » گفتند : پس به عقيدهء تو دربارهء او چه بگوئيم ؟
« وليد » فكر كرد و نگاهى نمود ، و چهره درهم كشيده ، گفت : او فقط مرد ساحرى است ، مگر نديدهايد ميان مرد و خانواده و فرزندان و دوستانش جدائى مىاندازد ؟
( گروهى به او ايمان مىآوردند و از خانوادهء خود جدا مىشوند ) .
بنابراين او ساحر است و آنچه مىگويد ، سحرى است جالب ! . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ج 10 ، ص 386 - اين شأن نزول را بسيارى از مفسران مانند « قرطبى » ، « مراغى » و « فخر رازى » و « فى ظلال القرآن » و « الميزان » و غير آنها ( با تفاوتهائى ) نقل كردهاند .