پس از آن رو به آنها كرده گفت : شما دربارهء اين مرد ( اشاره به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ) چه مىگوئيد ؟
گفتند : مىگوئيم « شاعر » است !
وليد چهره درهم كشيده ، گفت : ما شعر بسيار شنيدهايم ، اما سخن او شباهتى به شعر ندارد .
گفتند : مىگوئيم « كاهن » است .
گفت : هنگامى كه نزد او مىرويد سخنانى را كه كاهنان ( به شكل اخبار غيبى ) مىگويند در او نمىيابيد .
گفتند : مىگوئيم « ديوانه » است .
گفت : وقتى به سراغ او مىرويد هيچ اثرى از جنون در او نخواهيد يافت .
گفتند : مىگوئيم « ساحر » است .
گفت : ساحر ، به چه معنى ؟
گفتند : كسى كه ميان دشمنان و ميان دوستان ايجاد دشمنى مىكند .
گفت : بلى او « ساحر » است و چنين مىكند ! ( زيرا بعضى از آنها مسلمان مىشوند و راه خود را از ديگران جدا مىسازند ) .
سپس از « دار الندوه » خارج شدند ، در حالى كه هر كدام پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را ملاقات مىكرد ، مىگفت : اى ساحر ! اى ساحر !
اين مطلب بر پيامبر گران آمد ، خداوند آيات آغاز اين سوره و آيات فوق را ( تا آيهء 25 ) نازل فرمود ( و پيامبرش را دلدارى داد ) .
2 - بعضى نيز گفتهاند : هنگامى كه آيات سورهء « الم سجده » ( سورهء غافر ) نازل شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد الحرام ( به نماز ) ايستاده بود ، « وليد بن مغيره » نزديك حضرت بود و تلاوت او را مىشنيد ، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله متوجه اين معنى شد ، تلاوت اين آيات را تكرار كرد .
« وليد » به مجلس قومش - طائفهء بنىمخزوم - آمده ، گفت : به خدا سوگند هم
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 473
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٧٣