مرحوم « علامهء مجلسى » در « بحار الانوار » ، بعضى مواد ديگر اين صلحنامه را نيز نقل كرده ، از جمله اين كه :
« اسلام در « مكّه » بايد آشكار باشد ، و كسى را مجبور در انتخاب مذهب نكنند ، و اذيت و آزارى به مسلمانان نرسانند » . « 1 »
اين مضمون در تعبير سابق نيز اجمالًا وجود داشت .
در اينجا پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد ، شترهاى قربانى را كه به همراه آورده بودند ، در همان جا قربانى كنند ، سرهاى خود را بتراشند ، و از احرام خارج گردند .
اما اين امر ، براى جمعى از مسلمانان سخت ناگوار بود ؛ چرا كه بيرون آمدن از احرام ، بدون انجام مناسك عمره ، در نظر آنها امكانپذير نبود ، ولى ، پيغمبر صلى الله عليه و آله شخصاً پيشگام شد ، شتران قربانى را ، نحر فرمود ، و از احرام بيرون آمد ، و به مسلمانان تفهيم نمود كه اين استثنائى است در قانون احرام و قربانى ، كه از سوى خداوند قرار داده شده است .
مسلمين ، هنگامى كه چنين ديدند ، تسليم شدند ، و دستور پيامبر صلى الله عليه و آله دقيقاً اجرا شد ، و از همانجا آهنگ « مدينه » كردند ، اما كوهى از غم و اندوه بر قلب آنها سنگينى مىنمود ؛ چرا كه در ظاهر قضيه ، مجموع اين مسافرت ، يك ناكامى و شكست بود ، ولى خبر نداشتند كه در پشت داستان « صلح حديبيه » ، چه پيروزىهائى براى مسلمانان و آيندهء اسلام ، نهفته است ، و در همين هنگام بود ، كه سورهء « فتح » نازل شد ، و بشارتِ فتح عظيمى را به پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله داد . « 2 »
* * *
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » ، ج 20 ، ص 352 .
( 2 ) « سيرهء ابن هشام » ، ج 3 ، ص 321 - 324 ؛ « مجمع البيان » ، « فى ظلال القرآن » ، « كامل ابن اثير » ، ج 2 ، و مدارك ديگر ، ذيل آيهء مورد بحث ( با تلخيص فراوان ) .