تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
و « نجاشى » رفته‌ام ، هرگز زمامدارى در ميان قومش را به عظمت « محمّد » صلى الله عليه و آله در ميان يارانش نديدم ، اگر تصور كنيد كه آنها دست از « محمّد » صلى الله عليه و آله بردارند ، اشتباه بزرگى است ، شما با چنين افراد ايثارگرى روبرو هستيد ، تصميمتان را بگيريد . پيامبر صلى الله عليه و آله به « عمر » پيشنهاد فرمود به « مكّه » رود ، و اشراف « قريش » را از هدف اين سفر ، آگاه سازد ، « عمر » گفت : « قريش » با من عداوت شديدى دارد ، من از آنها بيمناكم ، بهتر اين است : « عثمان » به اين كار مبادرت ورزد ، « عثمان » به سوى « مكّه » رفت ، چيزى نگذشت كه در ميان مسلمانان شايع شد ، او را كشته‌اند ، در اينجا پيامبر صلى الله عليه و آله تصميم بر شدت عمل گرفت ، و در زير درختى كه در آنجا بود ، با يارانش تجديد بيعت كرد ، كه به نام « بيعت رضوان » معروف شد ، با آنان عهد بست كه تا آخرين نفس ، مقاومت كنند ، ولى ، چيزى نگذشت كه « عثمان » سالم بازگشت ، و به دنبال او « قريش » ، « سهيل بن عمرو » را براى مصالحه خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله فرستادند ، و تأكيد كردند كه امسال ، به هيچ وجه ورود او به « مكّه » ممكن نيست . بعد از گفتگوهاى زياد ، پيمان صلحى منعقد شد كه ، يكى از موادش همين بود : مسلمانان آن سال را از عمره چشم بپوشند ، و سال آينده به « مكّه » بيايند ، مشروط بر اين كه بيش از سه روز نمانند ، و سلاحى جز سلاح مسافر ، با خود نياورند ، و مواد متعدد ديگرى دائر بر امنيت جانى و مالى مسلمانانى كه از « مدينه » وارد « مكّه » مىشوند ، همچنين 10 سال متاركهء جنگ ميان مسلمين و مشركين ، و آزادى مسلمانان « مكّه » در انجام فرائض مذهبى ، در آن گنجانيده شد . اين پيمان ، در حقيقت يك پيمان عدم تعرضِ همه جانبه بود ، كه به جنگ‌هاى مداوم و مكرّر بين مسلمانان و مشركان موقتاً پايان مىداد . « متن پيمان صلح » از اين قرار بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله به « على » عليه السلام دستور داد بنويس : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيْم » . « سهيل بن عمرو » كه نمايندهء مشركان بود ، گفت : من با چنين جمله‌اى آشنا نيستم ، بنويس « بِسْمِكَ اللَّهُمَّ » !
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 404 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي