تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود بنويس : « بِسْمِكَ اللَّهُمَّ » . آن گاه فرمود : بنويس : « اين چيزى است كه « محمّد » رسول اللَّه صلى الله عليه و آله با « سهيل بن عمرو » مصالحه كرده » . « سهيل » گفت : ما اگر تو را « رسول اللَّه » مىدانستيم ، با تو جنگ نمىكرديم ، تنها اسم خودت ، و اسم پدرت را بنويس . پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود مانعى ندارد ، بنويس : « اين چيزى است كه « محمّد بن عبداللَّه » با « سهيل بن عمرو » ، صلح كرده ، كه ده سال متاركهء جنگ شود تا مردم امنيت خود را بازيابند » . علاوه بر اين : « هر كس از « قريش » بدون اجازهء وليّش نزد « محمّد » بيايد ( و مسلمان شود ) او را بازگردانند ، و هر كس از آنها كه با « محمّد » هستند نزد « قريش » بازگردد ، بازگرداندن او لازم نيست » ! « همهء قبائل آزادند ، هر كس مىخواهد ، در پيمان « محمّد » وارد شود ، و هر كس مىخواهد در پيمان « قريش » » . طرفين متعهدند : نسبت به يكديگر خيانت نكنند ( و جان و مال يكديگر را محترم بشمارند ) . از اين گذشته ، « محمّد » امسال ، باز مىگردد ، وارد « مكّه » نمىشود ، اما سال آينده قريش به مدت سه روز از « مكّه » بيرون مىروند تا يارانش به زيارت بيايند ، اما بيش از سه روز توقف نكنند ( مراسم عمره را انجام دهند و بازگردند ) ، به شرط اين كه جز اسلحهء مسافر ، يعنى شمشير ، آن هم در غلاف ، سلاح ديگرى به همراه نداشته باشند . بر اين پيمان صلح ، گروهى از مسلمانان و مشركان گواهى داده ، و كاتب عهدنامه « على بن ابيطالب » عليه السلام بود . « 1 »
هامش
( 1 ) « تاريخ طبرى » ، ج 2 ، ص 281 ، با مقدارى تلخيص .