سرانجام آنها را در آخر مسجد ، در حالى كه به ذكر خدا مشغول بودند ، يافت ، فرمود :
حمد خدا را كه نمردم تا اين كه او چنين دستورى به من داد كه : با امثال شما باشم ، « آرى زندگى با شما ، و مرگ هم با شما خوش است » !
( مَعَكُمُ الْمَحْيا وَ مَعَكُمُ الْمَماتُ ) ! « 1 »
* * * ( 60 ) وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً ( 61 ) فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً ( 62 ) فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً ( 63 ) قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً ( 64 ) قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً
( به خاطر بياور ) هنگامى را كه موسى به دوست خود گفت : « دست از جستجوبرنمىدارم تا به محل تلاقى دو دريا برسم ؛ هر چند مدت طولانى به راه خود ادامه دهم » !
( ولى ) هنگامى كه به محل تلاقى آن دو دريا رسيدند ، ماهى خود را ( كه براى تغذيه همراه داشتند ) فراموش كردند ؛ و ماهى راه خود را در دريا پيش گرفت .
هنگامى كه از آنجا گذشتند ، ( موسى ) به يار همسفرش گفت : « غذاى ما را بياور ، كهسخت از اين سفر خسته شدهايم » !
گفت : « به خاطر دارى هنگامى كه ما ( براى استراحت ) به كنار آن صخره پناه برديم ، من ( در آنجا ) فراموش كردم جريان ماهى را بازگو كنم - و فقط شيطان بود كه آن را از خاطر من برد - و ماهى به طرز شگفتآورى راه خود را در دريا پيش گرفت » !
( موسى ) گفت : « آن همان بود كه ما مىخواستيم » ! سپس از همان راه بازگشتند ، در حالى كه پىجوئى مىكردند .
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 22 ، ص 44 ، و ج 69 ، ص 2 ؛ « قرطبى » ، ج 10 ، ص 39 ؛ « نور الثقلين » ، ج 3 ، ص 258 .