تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
شأن نزول :

موسى و خضر

مفسران ، در شأن نزول آيات فوق ، نقل كرده‌اند : جمعى از « قريش » خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده از عالمى كه موسى عليه السلام مأمور به پيروى از او شد ، سؤال كردند ، آيات فوق نازل شد . « 1 » اصولًا ، سه ماجرا در اين سوره ( سورهء كهف آمده ) كه هر سه از يك نظر هماهنگ است : ماجراى « اصحاب كهف » كه قبل از اين گفته شد ، داستان موسى و خضر ، و داستان ذو القرنين كه بعد از اين مىآيد . اين هر سه ماجرا ما را از افق زندگى محدودمان يعنى آنچه به آن خو گرفته و عادت كرده‌ايم ، بيرون مىبرد و نشان مىدهد : نه عالم محدود به آن است كه ما مىبينيم ، و نه چهرهء اصلى حوادث ، هميشه آن است كه ما در برخورد اوّل درمىيابيم . داستان « اصحاب كهف » سخن از جوان‌مردانى مىگفت كه : براى حفظ ايمانشان پشت پا به همه چيز زدند ، و سرانجام آن چنان زندگى عجيبى پيدا كردند كه : براى همهء مردم آموزنده شد ، و در ماجراى موسى و خضر ، يا به تعبير ديگر عالم و دانشمند زمانش ، به صحنهء شگفت‌انگيزى برخورد مىكنيم كه نشان مىدهد : حتى يك پيغمبر اولو العزم كه آگاه‌ترين افراد به محيط خويش است ، باز دامنهء علم و دانشش در بعضى از جهات محدود است و به سراغ معلمى مىرود كه به او درس بياموزد ، او هم درس‌هائى كه هر يك از ديگرى عجيب‌تر است به او ياد مىدهد ، و چه نكته‌هاى بسيار مهمى كه در مجموعه اين داستان نهفته شده است . * * *
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيات مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 13 ، ص 278 ؛ « نور الثقلين » ، ج 3 ، ص 270 .