رحمان را نمىشناسيم ! تنها يك رحمان داريم و آن در يمامه است ( مقصودشان مسيلمهء كذاب بود كه دعوى نبوت داشت ) بلكه بايد بنويسى : باسمك اللّهم همان گونه كه در زمان جاهليت مىنوشتند .
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود : بنويس : اين صلحنامهاى است كه محمّد رسول اللّه صلى الله عليه و آله . . . مشركان قريش گفتند : اگر تو رسول خدا بودى و ما با تو جنگ مىكرديم و راه خانه خدا را بر تو مىبستيم ، بسيار ستمكار بوديم ( دعوا در همين رسالت تو است ) و لكن بنويس اين صلحنامهء محمّد بن عبداللّه است ! . . .
در اين هنگام ياران پيامبر صلى الله عليه و آله برآشفتند و گفتند : اجازه بده ما با اينها پيكار كنيم ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : نه ، همان گونه كه اينها مىخواهند بنويس ، در اين هنگام آيهء فوق نازل شد ، و در مورد لجاجت و بهانهگيرى و مخالفت آنها با نام رحمان كه از اوصاف قطعى خداوند است آنها را شديداً سرزنش كرد . « 1 »
* * *
( ( ين شأن ) ) نزول در صورتى صحيح است كه ما اين سوره را مدنى بدانيم تا با داستان صلح حديبيه سازگار باشد ، اما اگر - آن چنان كه مشهور است - مكّى بدانيم نوبت به اين بحث نمىرسد .
مگر اين كه شأن نزول اين آيه را پاسخ به گفتار مشركان كه در سورهء « فرقان » آمده است بدانيم كه در برابر دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله به سجده كردن براى رحمان ، گفتند ما رحمان را نمىشناسيم ( اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن - فرقان ، آيهء 60 ) و در هر حال آيهء فوق منهاى شأن نزول مفهوم روشنى دارد كه در تفسير آن خواهيد خواند . « 2 »
* * *
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « اسباب نزول الآيات » واحدى نيشابورى ، ص 184 ؛ « تفسير قرطبى » ، ج 9 ، ص 317 .
( 2 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « اسباب نزول الآيات » واحدى نيشابورى ، ص 184 ؛ « تفسير قرطبى » ، ج 9 ، ص 318 .