( 30 ) كَذَلِك أَرْسلْنَك فى أُمَّةٍ قَدْ خَلَت مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَا عَلَيهِمُ الَّذِى أَوْحَيْنَا إِلَيْك وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبى لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكلْت وَ إِلَيْهِ مَتَابِ ( ( 31 ) ) وَ لَوْ أَنَّ قُرْءَاناً سيرَت بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطعَت بِهِ الْأَرْض أَوْ كلِّمَ بِهِ الْمَوْتى بَل لِّلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً أَ فَلَمْ يَايْئَسِ الَّذِينَ ءَامَنُوا أَن لَّوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاس جَمِيعاً وَ لا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبهُم بِمَا صنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تحُلُّ قَرِيباً مِّن دَارِهِمْ حَتى يَأْتىَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يخْلِف الْمِيعَادَ
همان گونه ( كه پيامبران پيشين را مبعوث كرديم ) تو را به ميان امتى فرستاديم كه پيش از آنها امتهاى ديگرى آمدند و رفتند تا آنچه را به تو وحى نمودهايم بر آنان بخوانى در حالى كه به رحمان ( خداوندى كه رحمتش همگان را فرا گرفته ) كفر مىورزند ، بگو اوپروردگار من است ، معبودى جز او نيست ، بر او توكّل كردم و بازگشتم به سوى اوست .
اگر به وسيلهء قرآن كوهها به حركت درآيند يا زمينها قطعه قطعه شوند يا به وسيلهء آن با مردگان سخن گفته شود ( باز هم ايمان نخواهند آورد ) ولى همهء كارها در اختيارخداست ، آيا آنها كه ايمان آوردهاند نمىدانند كه اگر خدا بخواهد همهء مردم را ( به اجبار ) هدايت مىكند ( اما هدايت اجبارى سودى ندارد ) و پيوسته بلاهاى كوبندهاى بر كافران به خاطر اعمالشان وارد مىشود و يا به نزديكى خانهء آنها فرود مىآيد تا وعدهء ( نهائى ) خدا فرا رسد ، به يقين خداوند در وعدهء خود تخلّف نمىكند .
شأن نزول :
درخواست معجزات از سر لجاجت
مفسران گفتهاند : آيهء نخست در صلح حديبيه در سال ششم هجرت نازل شده است ، در آن هنگام كه مىخواستند صلح نامه را بنويسند ، پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود :
بنويس : بسم اللّه الرحمن الرحيم . . . ، سهيل بن عمرو و ساير مشركان ، گفتند ما