شأن نزول :
كسانى كه از شركت در جهاد معذورند
در مورد آيهء اوّل ، چنين نقل شده : يكى از ياران با اخلاص پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد :
اى پيامبر خدا ! من پير مردى نابينا و ناتوانم ، حتى كسى كه دست مرا بگيرد و به ميدان جهاد بياورد ، ندارم ، آيا اگر در جهاد شركت نكنم معذورم ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله سكوت كرد ، سپس آيهء نخست نازل شد و به اين گونه افراد اجازه داد . « 1 »
* * *
( ( ز اين ) ) شأن نزول ، چنين استفاده مىشود : حتى نابينايان به خود اجازه نمىدادند ، بدون اطلاع پيامبر صلى الله عليه و آله از شركت در جهاد سر باز زنند ، و با اين احتمال كه شايد ، وجودشان با همين حالت براى تشويق مجاهدان ، و يا حداقل سياهى لشكر مفيد واقع شود ، از پيامبر صلى الله عليه و آله كسب تكليف مىكردند .
* * * در مورد آيهء دوم نيز ، در روايات مىخوانيم : هفت نفر از فقراى انصار خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده ، و تقاضا كردند وسيلهاى براى شركت در جهاد در اختيارشان گذارده شود ، اما چون پيامبر صلى الله عليه و آله وسيلهاى در اختيار نداشت ، جواب منفى به آنها داد ، آنها با چشمهاى پر از اشك از خدمتش خارج شدند ، و بعداً به نام « بَكَّائُون » مشهور گشتند . « 2 »
* * *
( ( 94 ) ) يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لاتَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبارِكُمْ وَ سَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 21 ، ص 200 .
( 2 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 21 ، ص 218 .