شأن نزول :
بهانهجوئى براى عدم شركت در جهاد
گروهى از مفسران نقل كردهاند : هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله مسلمانان را آمادهء « جنگ تبوك » مىساخت و دعوت به حركت مىكرد يكى از رؤساى طايفهء « بنىسَلمَة » به نام « جَدّ بن قَيْس » كه در صف منافقان بود خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمده ، عرض كرد :
اگر اجازه دهى من در اين ميدان جنگ حاضر نشوم ؛ زيرا علاقهء شديدى به زنان دارم ، مخصوصاً اگر چشمم به دختران رومى بيفتد ، ممكن است دل از دست بدهم ، مفتون آنها شوم ! و دست از كارزار بكشم ! پيامبر صلى الله عليه و آله به او اجازه داد .
در اين موقع ، آيهء فوق نازل شد و عمل آن شخص را محكوم ساخت ، پيامبر صلى الله عليه و آله رو به گروهى از « بنىسَلمَه » كرد .
گفت : بزرگ شما كيست ؟
گفتند : « جدّ بن قَيس » ، ولى او مرد بخيل و ترسوئى است .
فرمود : چه دردى بدتر از درد بخل .
سپس فرمود : بزرگ شما آن جوان سفيدرو « بِشْر بن بَرّاء » است ( كه مردى است پر سخاوت و گشادهروى ) . « 1 »
* * *
( ( 58 ) ) وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ ( ( 59 ) ) وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ راغِبُونَ
و در ميان آنها كسانى هستند كه در ( تقسيم ) غنائم به تو خرده مىگيرند ؛ اگر از آن ( غنائم ، سهمى ) به آنها داده شود راضى مىشوند ؛ و اگر داده نشود خشم مىگيرند
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » ، ج 21 ، ص 193 ، 212 و 213 ؛ « تفسير على بن ابراهيم قمى » ، ج 1 ، ص 291 ، 292 .