شأن نزول :
خباثت تا كجا ؟ !
بسيارى از مفسران در شأن نزول آيات فوق ، چنين گفتهاند : بعد از حادثهء « احد » ، يكى از بزرگان يهود به نام « كعب بن اشرف » به اتفاق هفتاد نفر از يهوديان به سوى « مكّه » آمد ، تا با مشركان « مكّه » بر ضد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هم پيمان شوند ، و پيمانى را كه با پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله داشتند بشكنند .
« كعب » به منزل « ابو سفيان » وارد شد ، « ابو سفيان » او را گرامى داشت و يهودِ همراه وى ، در خانههاى قريش به طور پراكنده ميهمان شدند .
يكى از اهل « مكّه » به « كعب » گفت : شما اهل كتابيد و محمّد نيز داراى كتاب است ، حقيقت اين است كه ما احتمال مىدهيم اين كار توطئهاى باشد كه براى از بين بردن ما چيده شده است ، اگر مىخواهيد با شما هم پيمان شويم ، نخستين شرط اين است كه در برابر اين دو بت ( اشاره به دو بت بزرگ كردند ) ، سجده كنيد و به آنها ايمان بياوريد ، و آنان چنين كردند .
سپس « كعب » به اهل « مكّه » پيشنهاد كرد : سى نفر از شما و سى نفر از ما به كنار خانهء « كعبه » برويم ، شكمهاى خود را بر ديوار خانهء كعبه بگذاريم و با پروردگار كعبه عهد كنيم كه در نبرد با محمّد كوتاهى نكنيم .
اين برنامه نيز انجام شد ، و پس از پايان آن ، « ابو سفيان » رو به « كعب » كرده ، گفت :
تو مرد دانشمندى هستى و ما بىسواد و درس نخوانده ! ، به عقيدهء تو ، « ما » و « محمّد » كدام به حق نزديكتريم ؟
« كعب » گفت : آئين خود را براى من كاملًا تشريح كن !
« ابو سفيان » گفت : ما براى حاجيان ، شتران بزرگ قربانى مىكنيم ، و به آنها آب مىدهيم ، ميهمان را گرامى مىداريم ، اسيران را آزاد كرده ، و صلهء رحم به جا مىآوريم ، و خانهء پروردگار خود را آباد نگه مىداريم ، و بر گرد آن طواف مىكنيم ، و ما اهل حرم خدا سرزمين مكّهايم ، ولى محمّد از دين نياكان خود دست برداشته ،