آن نيّت غسل حيض چنين نمايد كه : غسل حيض واجب حلال سازندهء نماز برطرفكنندهء حدث مىكنم از براى خدا . پس آب بر سر ريزد و سر و گردن را بشويد و هرجا كه آب نرسد و احتياج به دست ماليدن داشته باشد دست مالد و آب را به بيخ موى رساند ، و بعد از آن جانب راست را بشويد يعنى آب را به تمام آن جانب رساند به قصد شستن ، و نصف راست ناف و عورتين را داخل شستن آن نصف نمايد و جايى كه آب بىدست ماليدن و بر طرف ساختن مانع نرسد دست مالد و رفع مانع كند مثل ناف و بيخ ناخنها و مويها ، پس جانب چپ با نصف ديگر ناف و عورتين را به همين طريق بشويد .
و بعد از حصول غسل ، حالت حلال بودن نماز كردن باقى است و احتياج به وضو يا غسل نيست تا سبب و مبطلى به هم رسد ، و مبطل وضو معلوم شد .
و سبب غسل جنابت بيرون آمدن منى است به هر وجه كه باشد و همچنين جماع .
و سبب غسل حيض آمدن خون حيض است وقتى كه منقطع شود به تمام ، و خون حيض در اكثر اوقات سياه و غليظ و گرم مىباشد ، و بيشتر آن است كه در هر ماه يك بار مىآيد ، و زياده از ده روز و كمتر از سه روز نمى باشد ، و وقت آن بعد از بلوغ و پيش از زمان نوميد شدن است از حيض ، و مشهور آن است كه نوميدى از حيض قرشى « 1 » و نبطى « 2 » را بعد از شصت سالگى است و غير ايشان را بعد از پنجاه سالگى ، و در اينها نيز احتمال آن است كه مثل قرشى و نبطى باشند .
هامش
( 1 ) - منسوب به قريش ، زنى كه نسبش از ناحيهء پدر به نضر بن كنانه بازگردد ؛ و در اينجا زن سيّده مراد است . براى توضيح بنگريد به : « مجمع البحرين » ذيل « قرش » .
( 2 ) - منسوب به « نبط » ، قومى كه در بطائح ، ما بين بصره و كوفه مىزيستهاند . بنگريد به « صحاح اللغة » جوهرى و « مجمع البحرين » ذيل واژهء نبط .