عليه السلام بوده و تفاخر شافعى به مدّاحى اهل بيت است چنانچه از اشعار او فهم مىشود . « 1 »
پس ، عاقل بعد از تأمّل در مقدّماتى كه گذشت جزم مىكند كه مذهب شيعه بر حق است .
و ديگر آنكه هيچكس در مادهء اهل بيت موجب نقصى نگفته و كسى بر آن نيست كه ايشان غلط كرده باشند به خلاف ديگران كه تمام شيعيان مىگويند كه ايشان همه غلط كردهاند و همچنين بعضى ايشان مر بعضى را . پس اختيار آنچه در آن هيچ سخنى نباشد بهتر خواهد بود از آنكه در آن سخنى باشد و هر چند حقيقت همچنان معلوم نباشد .
پس نماند الّا آنكه كسى نزاع كند در بودن مذهب شيعه ، مذهب اهل بيت ؛ و اين خود قابل نزاع نيست خصوصا نسبت به كسى كه فى الجمله تتبّع كلام مورّخان و اهل علم كرده باشد و ميان مردم نيز اين ظاهر است و احتياج به اين تطويل نبود ، ليكن مكلّف بوديم و ملجأ شديم و با وجود اين چندان نفعى معلوم نيست كه دهد ، زيرا كه مردم نه آنچنان در جهل و تقليد افتادهاند كه گوش به اين نوع سخنان كنند تا آنكه مىگويند كه : « مذهب شيعه مذهبى است كه شاه اسماعيل پيدا كرده و مردمان سابق از صوفيه و ملايان غلط نمىكنند » ، و حال آنكه اين غلط است و مذهب شيعه را مورّخين و اهل علم در كتب نقل كردهاند و تاريخ آن ششصد و هفتصد است و غلط بر همهكس رواست غير از معصومين . « 2 » و معلوم است كه حكما اعلمند و ايشان كافر
هامش
( 1 ) - دربارهء منابعى كه اشعار شافعى در آنها نقل شده ر ك : پاورقى ص 294 همين كتاب .
( 2 ) - منظور مؤلف اين است كه : اهل سنّت ادعا مىكنند كه « مذهب شيعه از زمان شاه اسماعيل صفوى ( حكومت : 907 - 930 ق ) پيدا شده و او اين مذهب را اختراع كرده است و نمىشود گفت كه علما و مردمان سابق در سنّى بودن خود اشتباه كرده باشند » . مؤلف به اين ادعا -