تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
از اينجا بيرون رو ! پس او رفت به « ربذه » و آنجا مرد . « 1 » و عاقل بعد از آنكه در اين كلام تأمّل مىكند ، مىداند كه آن جماعت ، تا در او قباحتهاى عظيم نمىيافتند بلكه تا نمىديدند كه از حد به در مىبرد ، اينها نمىكردند و نمىگفتند و لهذا به ديگران نكردند و ابو ذر بىآنكه از او سببى صادر شده باشد آيه را بر او نمىخواند . حاصل ، اين جواب دلالت بر طعن و نقص بيش از اصل مىكند نزد عاقل . نعوذ باللّه از كسى كه عمار و ابو ذر به او كنايه مىگفته باشند و او را محل آيهء مذكور مىدانسته باشند . و ديگر عبد اللّه عمر شخصى را بعد از آنكه مسلمان شده بود ، كشت و بر او قصاص بود ، ساقط كرد . « 2 » و وليد شراب خورده بود او را حد نزد تا وقتى كه او كشته شد و حضرت اميرش حد زد « 3 » . و جواب گفته ملا على كه : « اجتهاد كرد در عدم قصاص و خيال كرد كه چون سبب قصاص در زمان امامت او نبوده ، پس قصاص نمىبايد كرد . و تأخير حد كردن وليد به واسطهء آن بود كه تا واضح شود شراب خوردن او و ظاهر نشد تا وقتى كه او كشته شد . و حضرت اميرش حد كرد » « 4 » . و جواب اول ظاهر الضعف است و تأخير اگر به واسطهء ثبوت شرعى بوده باشد خوب است و ليكن ظاهرا چنين نبود .
هامش
( 1 ) - شرح تجريد قوشچى ، ص 484 . و ر ك : بزم آورد ، مقالهء « ابو ذّر الغفارى » ، ص 144 - 149 . ( 2 ) - تجريد الاعتقاد ، ص 257 ؛ شرح تجريد قوشچى ، ص 485 . و تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 42 و الكامل ، ج 3 ، ص 29 و اسد الغابة ، ج 3 ، ص 343 ( در شرح حال ابن عمر ) ، به نقل پاورقى تجريد الاعتقاد . ( 3 ) - تجريد الاعتقاد ، ص 257 ؛ شرح تجريد قوشچى ، ص 485 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 18 و 20 . ( 4 ) - شرح تجريد قوشچى ، ص 485 .