تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

[ اعمال خليفهء اوّل ]

ديگر آنكه ، ابى بكر منع حضرت سيّدة النساء كرد از ارث حضرت رسالت كه به نصّ و اجماع ثابت است ، به واسطهء خبرى كه خود نقل مىكرد كه « از پيغمبر كسى ارث نمىبرد و هرچه از او مىماند صدقه است » . « 1 » معنى ندارد كه همچنين « خبرى » بوده باشد و غير از او حتى زنان حضرت و حضرت فاطمه و حضرت امير - كه هميشه با آن حضرت بودند - نشنيده باشند . و فدك را از آن حضرت گرفت و داخل بيت المال ساخت . و فدك زمين و باغى چند بود كه فاطمه متصرف بود آنها را و مىفرمود كه : « پدرم به من بخشيده است » . و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و امّ ايمن را به گواهى برده و ابى بكر قبول نكرد و دعواى زن پيغمبر را كه : « حضرت حجره را به من بخشيده » قبول كرد بىگواه « 2 » . و اين نيست إلّا به واسطهء عناد اهل بيت . و چون معلوم بود كه فدك از آن حضرت بود ، عمر عبد العزيز با آنكه مخالف بود ، آن را رد كرد به اولاد حضرت فاطمه . « 3 » و حضرت فاطمه عليها السلام به واسطهء ايذايى كه از ابى بكر يافته بود ، وصيت نمود كه او را شب ، حضرت امير دفن نمود تا ابى بكر بر او نماز نگزارد . « 4 » و معلوم مىشود كه حضرت امير نيز از ابى بكر ايذا يافته .
هامش
( 1 ) - « نحن معاشر الأنبياء لا نورث فما تركناه صدقة » ( شرح تجريد قوشچى ، ص 480 ؛ سنن ابى داود ، كتاب الخراج و الإمارة و الفيء ، باب في صفايا رسول اللّه صلى اللّه عليه و إله و سلم من الأموال ) . ( 2 ) - تجريد الاعتقاد ، ص 243 . ( 3 ) - تجريد الاعتقاد ، ص 243 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 216 - 217 . براى اطلاع از تفصيل قضيهء فدك ر ك : « كتاب فدك » نوشتهء مرحوم سيد محمد حسين قزوينى حائرى كه به وسيلهء سيد احمد علم الهدى به فارسى ترجمه شده است و « فدك في التاريخ » از شهيد سيد محمد باقر صدر و ترجمهء فارسى آن با عنوان « فدك در تاريخ » . ( 4 ) - الاختصاص ، ص 183 - 185 .