تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
و پوشيده نيست كه ايذاى ايشان ، ايذاى پيغمبر است ، بلكه ايذاى خداى تعالى ، چنان كه معلوم شد پيش از اين و اين ظاهر است بر وجهى كه محل نزاع و خلاف نيست . و از غرايب و عجايب است جواب ملا على قوشچى در اين ماده كه « حاكم را نمىرسد كه حكم كند به مجرد گواهى يك مرد و زن و اگرچه مدّعى معصوم باشد و به علم خود حكم مىكند اگرچه شاهد نباشد » « 1 » زيرا كه خود فرض عصمت كرد . پس معلوم شد نزد حاكم كه مدّعى راست گويد و نيز خود گفت كه حاكم به علم خود حكم مىتواند كرد با آنكه حضرت فاطمه ، امام حسن و امام حسين را نيز به گواهى برد چنانچه در مواقف مذكور است . « 2 » و به يك گواه و سوگند ، مال ثابت مىشود و فدك مالى بود كه حضرت خير النساء متصرّف بود ، بىمنازعى . پس منع او از فدك نمودن و از او گواه طلبيدن و قبول گواهان او نكردن خلاف حق باشد . و ديگر آنكه ، روزى ابى بكر بر منبر رفت و گفت : « أقيلونى فلست بخيركم و علي فيكم » « 3 » ؛ يعنى : « بر طرف سازيد بيعت امامت كه به من كرده‌ايد ، كه من بهتر شما نيستم و حال آنكه على در ميان شما باشد » . و اين كلام صريح است در اينكه امامت حقّ او نبوده و نصّ از خدا و رسول در امامت او نيست . و در اينكه امير المؤمنين على عليه السلام افضل است و امامت ، حقّ افضل است نه مفضول و آنكه خلافت حقّ حضرت امير
هامش
( 1 ) - شرح تجريد قوشچى ، ص 480 . ( 2 ) - المواقف چاپ شده ضمن شرح المواقف ، ج 7 ، ص 356 . ( 3 ) - تجريد الاعتقاد ، ص 244 ؛ اثبات الهداة ، ج 2 ، ص 366 - 367 به نقل از تاريخ طبرى و انساب الاشراف و الفضائل سمعانى و ابو عبيده ؛ شرح نهج البلاغة ، ج 1 ، 169 ؛ نهج الحق ، ص 264 .