تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
ما اين بهتر و لايقتر به امامت است تا در غير آن ثابت شود ؛ چه معنى ندارد كه كسى گويد كه اخذ علم مثلا از كسى كه علمش معلوم نباشد بهتر است از كسى كه علمش معلوم باشد ؟ و اين بسيار ظاهر است نزد عقل . و در نقل - كه قرآن و حديث باشد - نيز هست مثل قوله تعالى
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى . . .
« 1 » ؛ يعنى : « آيا كسى كه هدايت داشته باشد و عالم باشد به حق بهتر است كه تابع او شوند مردمان و تحقيق حق از او كنند يا كسى كه هدايت و علم ندارد تا كسى او را هدايت و علم تعليم كند ؟ پس چگونه حكم مىكنيد در اين » ، شما كه صاحب عقليد ؟ يعنى معلوم است و عقل حكم مىكند كه اوّل بهتر است و ردّ و خلافش مكابره و عناد . و عاقل آن است كه خود را از تقليد و تعصّب معرّا و دور سازد و نگويد كه علما و مشايخ سابق چنين رفته‌اند ، البته ايشان غلط نكرده‌اند و همچنين پدر ما ؛ چه غلط بر غير انبيا و ائمهء هدى جايز است با وجود آنكه احتمال تقيه و بازى خوردن از شيطان و دنيا نيز دارد ؛ چه الحال معلوم است كه پادشاهان در كمال ظلمند ، با وجود آن مردم نزد ايشان مىروند و ملازمت ايشان اختيار مىنمايند و مطيع ايشان مىشوند و اگر مرد صالحى ايشان را بگويد كه تابع ظالم مشويد ، از وى نمىشنوند بلكه ظالم را تعظيم و دعا مىكنند و آن مرد صالح را مذمّت و تشنيع مىكنند و اگر ظالم بفرمايد كه آن صالح را بكشيد ، فى الفور به قتلش مىرسانند . و اين بسيار واضح است و قراين بر اين بيشمار و رساله گنجايش ذكر آنها را ندارد .

و اما دليل نقلى [ بر امامت امير المؤمنين عليه السّلام ] از قرآن

مثل قوله تعالى :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ
هامش
( 1 ) - سورهء يونس ( 10 ) : 35 .