و هرگز كافر نبود و بت نپرستيد ، به خلاف ديگران كه چندين سال كافر و بتپرست بودند و آخر مسلمان شدند .
و فصيحتر بود از همه و مستقيم در تدبيرها و خليقتر از همه ، چنانچه از قرآن و حديث فهم مىشود و از زمان طفوليت تا آن بلوغ و تكليف ، نزد آن حضرت بوده و هيچوقت از او دور نبوده .
و به زنى او داده ، پيغمبر صلوات اللّه عليه و آله فاطمه را . و غير اينها از صفات - كه صفات كمال آدمى باشد - در آن حضرت از همهكس بيشتر بود و اينها همه ظاهر است بر وجهى كه هيچكس انكار آن نمىتوان كرد حتى جماعتى كه دشمن اويند و قايل به امامت او نيستند و قايل به امامت ديگرانند مثل ملا على قوشچى - كه يكى از علماى اهل سنّت است - بعد از ذكر و تعداد فضايل مذكوره بر آنكه حضرت خواجه نصير الدين محمد قدّس سرّه العزيز در تجريد مذكور ساخته ، « 1 » گفته كه : « هيچ سخن در كثرت مناقب و بسيارى فضايل آن حضرت نيست و همچنين متّصف بودن او به كمالات ، و ليكن دلالت برآن نمىكند كه او پيش خداى تعالى عزّت و كرامت و ثواب بيشتر داشته باشد » . « 2 » و بر هيچ عاقل مخفى نيست كه موجب كرامت و عزّت و ثواب كه عوض عبادت است بر وجه تعظيم ، غير از اين امور نيست كه او قبول كرده كه اينها همه در حضرت بيشتر بود و بعضى مخصوص آن حضرت ؛ پس معنى نداشته باشد كه ديگرى را عزّت و كرامت و ثواب بيشتر باشد . و بر تقدير تسليم كه اين تواند بود ، اما عاقل كى مىتواند قايل شود به عدم امامت و مقتدا بودن اين نوع كسى به مجرد اينكه شايد ديگرى بهتر باشد با آنكه ديگرى متّصف به اين صفات نباشد . و ظاهر است كه عاقل مىگويد : حاليا در نظر
هامش
( 1 ) - تجريد الاعتقاد ، ص 259 - 292 .
( 2 ) - شرح تجريد قوشچى ، ص 490 .