يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
« 1 » .
يعنى : نيست حاكم شما و اولى به تصرّف در امور شما ، مگر خداى تعالى و رسول و آن كسانى كه ايمان آورند و نماز را به پاى مىدارند و مىدهند زكات را به مستحق ، در حالت ركوع .
و اين اشاره به تصدّق حضرت امير المؤمنين است كه انگشترين خود را به سايل داد در حال ركوع چنان كه معروف و مشهور است و در روايات عامّه و خاصّه منقول و مذكور « 2 » . و ملا على قوشچى - كه يكى از علماى اهل سنّت است - گفته كه : « به اتفاق مفسّرين اين آيه در شأن حضرت أمير المؤمنين على نازل شده در وقتى كه حضرت خاتم خود را به سايل داد در حال ركوع » « 3 » . پس اعتراض ملّاى مذكور بعد از اين ، به آنكه « شايد كه " ولى " به معناى محبّ باشد و حصر در كسى كه در نماز تصدّق كرده ، معنى ندارد » « 4 » و همچنين گفتن كه « حصر در جايى مىبايد كه تردّدى آنجا باشد و هنوز تردّدى در امامت پيدا نشده بود بلكه بعد از آن پيدا شد « 5 » » معنى ندارد ؛ چه حصر صريح آيه است چنان كه معلوم است از علم عربيّت ، پس اعتراض بر خداى تعالى باشد .
و بعد از تسليم آنكه حصر نمىباشد مگر در محلّ شك و تردّد ، چرا نتواند بود كه چون خداى تعالى مىدانست كه خواهند تردّد نمود در امر امامت ، نفى حقيقت آن تردّد فرموده باشد و گفت كه : « بدانيد و تردّد مكنيد بعد از اين در
هامش
( 1 ) - سورهء مائده ( 5 ) : 55 .
( 2 ) - الكشاف ، ج 1 ، ص 649 ، مصحح كشّاف در حاشيهء اين صفحه منابع متعددى براى اين واقعه ذكر كرده است . شرح المواقف ج 8 ، ص 371 ؛ بحار الأنوار ، ج 35 ، ص 183 - 206 .
( 3 ) - شرح تجريد قوشچى ، ص 476 .
( 4 ) - همان .
( 5 ) - همان ، ص 476 - 477 .