باب سيوم در بيان امامت
بدانكه امام شخصى است كه حاكم باشد بر خلق از جانب خداى تعالى در امور دين و دنياى ايشان مثل پيغمبر ، مگر آنكه پيغمبر از خدا بىواسطهء آدمى نقل مىكند و امام به واسطهء آدمى نقل مىكند ، كه آن پيغمبر است .
بدانكه بايد اعتقاد كند مكلّف كه امام نيز متّصف است به صفات پيغمبر به همان دليل كه گذشت و آنچنان كه پيغمبر ارشاد بندگان مىكرد و احكام الهى را به ايشان مىرسانيد ، امام بعد از او بايد كه همان كند ؛ چه او جانشين پيغمبر است و حفظ شرع بعد از پيغمبر به او تعلّق دارد و واجب است كه هر كس امام خود را بشناسد و اعتقاد به امامت او كند . و كسى در اين خلاف ندارد و احاديث از طريق عامّه و خاصّه بر اين وارد است مثل « من لم يعرف إمام زمانه ، مات ميتة جاهلية » « 1 » .
هامش
( 1 ) - مسند احمد ، ج 4 ، ص 96 ؛ شرح المقاصد ، ج 2 ، ص 275 ؛ شرح العقائد النسفى ، ص 181 ؛ دلائل الصدق ، ج 2 ، ص 6 ؛ الغدير ، ج 10 ، ص 359 ، 360 ؛ الكافي ، ج 1 ، ص 376 ، 377 ، باب من مات و ليس له امام من ائمّة الهدى ، ح 1 - 3 و ج 8 ، ص 146 - 147 ، ح 123 ؛ معجم احاديث الإمام المهدي ، ج 2 ، ص 247 - 253 ، ح 551 - 554 در اين كتاب مآخذ بسيارى براى اين حديث ذكر شده است . احقاق الحق ، ج 13 ، ص 85 ، 86 -