تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 886

مساهمون:

ص٨٨٦
29 / 37 پس دروغى داشتند او را پس در گرفت ايشان را زلزله پس بامداد كردند در خانه‌هاى خويش مرده افتاده ( 37 ) 29 / 38 و هلاك كرديم عاد و ثمود را و هر آئينه واضح شده است شما را بعض مساكن ايشان و آراسته ساخته بود براى ايشان شيطان كردارهاى ايشان را پس بازداشت ايشان را از راه و ايشان بينا بودند ( 38 ) 29 / 39 و هلاك كرديم قارون و فرعون و هامان را و هر آئينه آمده بود به ايشان موسى با نشانهاى واضح پس تكبر كردند در زمين و نه بودند سبقت‌كنندگان ( 39 ) 29 / 40 پس هر يكى را گرفتار ساختيم بوبال گناهش پس از ايشان كسى بود كه فرستاديم بر وى بادى سنگ بار و از ايشان كسى بود كه گرفت او را آواز سخت و از ايشان كسى بود كه فروبرديمش به زمين و از ايشان كسى بود كه غرق ساختيم و هرگز ممكن نبود كه خدا ظلم كند بر ايشان و ليكن ايشان بر خويش ستم مىكردند ( 40 )
شرح
فَكَذَّبُوهُپس به دروغ داشتند شعيب عليه السلام را او از فساد ممتنع نشدندفَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُپس بگرفت ايشان را زلزله سخت يا صيحه جبرئيل كه دلها بدان در تزلزل افتادفَأَصْبَحُواپس بامداد كردندفِي دارِهِمْدر سراهاى خويشجاثِمِينَبه زانو درآمدگان و مردگانوَ عاداً وَ ثَمُودَو قوم عاد و ثمود و حفص ثمود خواند بلا تنوين و ياد كن قوم عاد و ثمود و هلاك ايشان راوَ قَدْ تَبَيَّنَ لَكُمْو به درستى كه روشن شده است هلاكت ايشان مر شما رامِنْ مَساكِنِهِمْاز مسكنها و منزلهاى ايشان بحجاز و يمن كه بر ان مىگذريد و آثار عذاب معاينه مىبينيدوَ زَيَّنَ لَهُمُو بياراست براى ايشانالشَّيْطانُديو سركش يعنى ابليسأَعْمالَهُمْكردارهاى ايشان را از كفر و تكذيبفَصَدَّهُمْپس بازداشت ايشان راعَنِ السَّبِيلِاز راه راست كه انبياء عليهم السلام ايشان را بدان مىخواندندوَ كانُوا مُسْتَبْصِرِينَو بودند بينايان يعنى متمكن بودند از نظر و فكر و ملاحظه بديده بصيرت اما بدان اشتغال نكردند يا زيرك و باريك‌بين بودند به گمان خود و سخن پيغمبران را نامعقول پنداشتندوَ قارُونَو ياد كن قارون راوَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَو فرعون و وزير او هامانوَ لَقَدْ جاءَهُمْ مُوسىو به درستى كه آمد بديشان موسى عبِالْبَيِّناتِبه حجتهاى روشن و معجزهاى هويدافَاسْتَكْبَرُواپس سركشى كردندفِي الْأَرْضِدر زمين مصر و تعظيم ورزيدندوَ ما كانُواو نبودندسابِقِينَپيشىگيرندگان بر حكم خداى تعالى بلكه حكم خداى در ايشان رسيد -فَكُلًّاپس هر يك از اينان كه ياد كرده شدأَخَذْنافراگرفتيم و عقوبت كرديمبِذَنْبِهِبه گناه اوفَمِنْهُمْپس بعضى از ايشانمَنْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِكسى بود كه فرستاديم بر ايشانحاصِباًبادى سخت كه در ان سنگريزه بود يعنى قوم لوط عليه السلاموَ مِنْهُمْو بعضى از ايشانمَنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُكسى بود كه بگرفت او را عذاب صيحه يعنى قوم ثمود و اهل مدينوَ مِنْهُمْو بعضى از ايشانمَنْ خَسَفْناكسى بود كه فروبرديمبِهِ الْأَرْضَاو را به زمين چون قارونوَ مِنْهُمْو از ايشانمَنْ أَغْرَقْناكسى بود كه غرق ساختيم ايشان را در آب چون قوم نوح ع عليه السلام و فرعونوَ ما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْو نبود خداى تعالى كه ستم كند بر ايشان يعنى بىجرم ايشان را عقوبت كندوَ لكِنْ كانُواو ليكن بودند كه ايشان بجهل يا عنادأَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَبر نفسهاى خود ستم مىكردند و خود را بكفر و معصيت هدف تير عذاب مىساختند نظماى كه حكم شرع را رد مىكنى * راه باطل مىروى بد مىكنىچون تو بد كردى بدى يا بى جزا * پس بديها جمله با خود مىكنى.
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 886 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )