تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 889

مساهمون:

ص٨٨٩
29 / 47 ( چنان كه كتابهاى سابق فرودآورده بوديم ) همچنان فرودآورديم بسوى تو كتاب پس آنان كه داديم ايشان را كتاب ايمان مىآرند به آن و از عرب كسى هست كه ايمان مىآرد بدان و انكار نمىكنند آيات ما را مگر كافران ( 47 ) 29 / 48 و نمىخواندى پيش از نزول قرآن هيچ كتاب را و نمىنوشتى هيچ كتاب را بدست راست خود آنگاه و رشك مىافتادند اين بدكيشان ( 48 ) 29 / 49 بلكه قرآن آيات روشن است محفوظ در سينهاى آنان كه داده شده ايشان را علم و انكار نمىكنند آيات ما را مگر ستمكاران ( 49 )
شرح
وَ كَذلِكَو همچنان‌كه فروفرستاديم بر انبياء عليهم السلام كتب خود راأَنْزَلْنافروفرستاديمإِلَيْكَ الْكِتابَبسوى تو قرآن را كتابى موافق با كتب سابقه در اصول دينفَالَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَپس آنان كه داديم ايشان را علم كتب متقدمه چون ابن سلام و اصحاب او رضى اللّه عنهميُؤْمِنُونَ بِهِمىگروند به قرآن يا مراد آنهااند كه پيش از بعث حضرت رسالت‌پناه ص به او و قرآن گرويده‌اند چون قيس ابن ساعد و بحيرا و نسطور و ورقه و اضراب ايشانوَ مِنْ هؤُلاءِو ازين گروه عربمَنْ يُؤْمِنُ بِهِكسى هست كه مىگرود به قرآن يا بمحمد صوَ ما يَجْحَدُ بِآياتِناو منكر نشوند آيتهاى كتاب ما راإِلَّا الْكافِرُونَمگر ناگرويدگان از يهود چون كعب بن اشرف و معاندان عرب چون ابو جهل و مانند وىوَ ما كُنْتَ تَتْلُواو نبودى تو كه بخوانىمِنْ قَبْلِهِپيش از قرآنمِنْ كِتابٍهيچ كتابى از كتب منزلهوَ لا تَخُطُّهُو نمىنويسى كتاب رابِيَمِينِكَبدست راست خود تاكيد است در نفى كتابت يعنى هرگز نخوانده و مطلقا خط ننوشته كه اگر چنانچه خواننده و نويسنده مىبودىإِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَآن هنگام در شك افتادندى تباه‌كاران و كج‌روان يعنى مشركان عرب گفتندى كه چون او مىنويسد و مىخواند پس او قرآن را از كتب پيشينيان التقاط كرده بر ما مىخواند و مىنويسد يا جهودان در شك افتادندى كه ما در كتب خوانده‌ايم كه پيغمبر آخر الزمان قارى و كاتب نباشد و اين كس قارى و كاتب است و در تيسير آورده كه خط و قرائت فضيلت بوده است مر غير پيغمبر ما را و عدم آن فضل معجزه آن حضرت ص بوده و چون معجزه ظاهر شده و در امّيت او شك و شبه نماند حق سبحانه در آخر عمر اين فضيلت نيز بوى ارزانى داشته تا معجزه ديگر باشد و ابن ابى شيبه در مصنّف خود از طريق عون بن عبد اللّه نقل مىكند كه ما مات رسول اللّه حتى كتب و قراء اين صورت منافى قرآن نيست زيرا كه در آيت نفى كتابت و تلاوت را مقرر ساخته بزمانى قبل از نزول قرآن و مذهب آنان كه وى را امّي مىدانند از اوّل عمر تا آخر به صورت اقرب است نظمبقلم گر نرسيد انگشتش * بود لوح و قلم اندر مشتشاز سواد خط اگر ديده ببست * به كمالش نرسد هيچ شكستبود او نور و خط تيره ظلم * نشود نور و ظلم جمع بهمبَلْ هُوَبلكه قرآنآياتٌ بَيِّناتٌآيتهاى روشن استفِي صُدُورِ الَّذِينَدر سينه آنان كهأُوتُوا الْعِلْمَداده شده‌اند علم را يعنى مؤمنان اهل كتاب يا صحابه كرام كه آن را ياد مىكردند تا هيچ‌كس تحريف نتواند كرد و خواندن قرآن از ظهر القلب خاصه امت مرحومه است چه كتب متقدمه را از اوراق مىخواندند و قولى آنست كه هو راجع به حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم يعنى محمد صلى اللّه عليه و سلّم و كارهاى او و علم او با آنكه او امى است آيتهاى روشن است مر آنان را كه دانااند بكتب الهى و واقف‌اند بصفات و سمات حضرت رسالت پناهى صلى اللّه عليه و سلّموَ ما يَجْحَدُ بِآياتِناو منكر نشوند مر آيتهاى ما را كه محمد ص و قرآن استإِلَّا الظَّالِمُونَمگر كاملان در ظلم كه مكابره مىكنند با وجود وضوح دلائل اعجاز .