29 / 45
بخوان يا محمد آنچه وحى فرستاده شد بسوى تو از كتاب و برپا دار نماز را هر آئينه نماز منع مىكند از كار بىحيائى و فعل ناپسنديده و هر آئينه ياد كردن خدا بزرگتر است از همه و خدا مىداند آنچه مىكنيد ( 45 )
29 / 46
و مكابره مكنيد با اهل كتاب الا بخصلتى كه وى نيك است مگر با آنان كه ستم كردند از ايشان و بگوئيد ايمان آورديم به آنچه درو آورده شد بسوى ما و آنچه فروآورده شد بسوى شما و معبود ما و معبود شما يكى است و ما او را منقاديم ( 46 )
شرح
اتْلُبخوانما أُوحِيَ إِلَيْكَآنچه وحى كرده مىشود به تومِنَ الْكِتابِاز قرآنوَ أَقِمِ الصَّلاةَو به پا دار نماز راإِنَّ الصَّلاةَ تَنْهىبه درستى كه باز مىدارد نمازعَنِ الْفَحْشاءِاز كارهاى كه نزد عقل زشت بودوَ الْمُنْكَرِو از عملى كه به حكم شرع منهى باشد يعنى سبب بازايستادن مىباشد از معاصى چه مداومت برو موجب دوام ذكر است و دوام ذكر مورث كمال خشيت است و به خاصيت بنده را از گناه بازميدارد آوردهاند كه جوانى از انصار ملازمت جماعت نموده با حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم نماز مىگذارد و هيچ نوع از منكرات نبود كه مرتكب آن نمىشد چون حكايت حال او بعرض رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم رسانيدند فرمود كه ان الصلاة تنهى زود باشد كه نماز او را بازدارد از ان و اندك زمانى را توفيق توبه يافت و از زهاد صحابه رض گشت و در وسيط باسناد خود از انس بن مالك رضى اللّه عنه ، نقل مىكند كه حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه هر كه باز ندارد نماز او را از فحشا و منكر زياده نشود او را بدان نماز از حضرت حق سبحانه الّا دورى صاحب تاويلات آورده كه هر يكى را از تن و نفس و دل و سر و روح و خفى نمازيست و بازدارنده نماز تن ناهى است از معاصى و ملاهى و نماز نفس مانع است از رذائل و علائق و اخلاق رويه و هيئات مظلمه و نماز دل بازدارد ظهور فضول و وفور غفلت را و صلاة سر منع نمايد التفات بما سواى حضرت حق را و صلاة روح نهى كند از استقرار به ملاحظه اغيار و صلاة خفى بگذارند سالك را از شهود اثنينيت و ظهور انائيت يعنى برو ظاهر گردد كه از روى حقيقت بيتجز يكى نيست نقد اين عالم * باز بين و به عالمش مفروشوَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُو هر آئينه ذكر خداى بزرگتر است از ذكر همه چيزى زيرا كه ذكر او طاعت است و ذكر غير او طاعت نيست يا بزرگتر است از آنكه كسى قدر او بشناسد يا بزرگتر از آنست كه ذكر ديگر با او معارضه كند ، و بقول بعضى مراد از ذكر نماز است معنى اين باشد كه نماز بزرگتر است از سائر طاعات يا از ان بزرگتر است كه بر صاحب خود موجب عقوبت فحشا و منكر باقى نگذارد ، محققان گفتهاند كه ذكر خدا بنده را بزرگتر است از ذكر بنده مر خداى را چه ذكر بنده آميخته است باغراض و ذكر خداى صافى است از كدورت علل و اغراض يا ذكر بنده خالى است فنا به دو شتابد و ذكر خداى باقيست زوال به دو راه نيابد ذو النون مصرى قدس سره فرمود كه ذكر او بزرگتر است از ان جهت كه تو او را ياد نكنى مگر بعد از ان كه او ترا ياد كند سلمى رح فرموده كه ذكر او در ازل شما را بهتر است از ذكر شما درين وقت او را در نفخات از حضرت شيخ ابو سعيد ابو الخير روح اللّه روحه نقل مىفرمايد كه ذكر خداوند بزرگتر است نه چنانكه تو او را ياد كنى او ترا ياد كند ذكر او بزرگتر است ذكر تو پيدا بود تا كجا بود بيتتو ياد كنى خداى را در خور خود * او ياد كند ترا ولى در خور خويشوَ اللَّهُ يَعْلَمُو خداى مىداندما تَصْنَعُونَآنچه مىكنيد از نماز و غير آن و جزاى شما مناسب عمل خواهد بودوَ لا تُجادِلُواو پيكار مكنيد و جدال منمائيدأَهْلَ الْكِتابِبا اهل كتاب يعنى با كسانى كه در عهد شمااند يا جزيه قبول كردهاندإِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُمگر بخصلتى كه آن نيكوتر است يعنى خشونت ايشان را به خوشخوئى مقابله كنيد و غضب ايشان را بحلمإِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْمگر آنان كه ستم كردند از ايشان يعنى عهد بشكستند با جزيه بازگرفتند و گفتهاند كه ظالمان از اهل كتاب آنهااند كه اثبات فرزندى مىكنند مر خداى را سبحانهوَ قُولُواو بگوئيد با ايشان كه بصدق تمامآمَنَّاايمان آوردهايمبِالَّذِي أُنْزِلَبه آن چيزى كه فروفرستادهشده استإِلَيْنابسوى ما يعنى قرآنوَ أُنْزِلَ إِلَيْكُمْو آنچه فروفرستادهاند بشما يعنى توريت و انجيل و زبوروَ إِلهُناو خداى ماوَ إِلهُكُمْو خداى شماواحِدٌيكى استوَ نَحْنُ لَهُو ما مر او رامُسْلِمُونَگردننهادگان و مخلصان و موحدانيم و شما اتخاذ ارباب مىكنيد از احبار و رهبان -