تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 884

مساهمون:

ص٨٨٤
29 / 29 آيا شما به قصد شهوت مىآئيد به مردان و قطع طريق مىكنيد و به عمل مىآريد در مجلس خويش كار ناپسنديده پس نبود جواب قوم او مگر آنكه گفتند بيار پيش ما عذاب خدا را اگر هستى از راست‌گويان ( 29 ) 29 / 30 گفت اى پروردگار من نصرت ده مرا بر قوم مفسدان ( 30 ) 29 / 31 و وقتى كه آوردند فرستادگان ما پيش ابراهيم مژده را گفتند هر آئينه ما هلاك‌كنندهء اهل اين ديهيم هر آئينه اهل اين ديه ستمكار بودند ( 31 ) 29 / 32 گفت ابراهيم هر آئينه در آنجا لوط است گفتند ما داناتريم بهر كه آنجاست البته خلاص كنيم او را و اهل او را الا زن وى باشد از باقىماندگان ( 32 )
شرح
أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَآيا شما مىآئيد به مردان بطريق مباشرتوَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَو مىزنيد راه بر راهگذران يعنى مال ايشان مىگيريد و ايشان را مىكشيد يا غريبان را بدين عمل اكراه مىكنيد و بدين سبب مردمان آمد و شد دريا مىكرده‌اند و راه‌بند شدهوَ تَأْتُونَو مىآئيدفِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَدر مجلسهاى خود به فعلهاى زشت يعنى كارها مىكنيد كه نزد عقلا و عرفا نيكو نيست چون دشنام دادن و مزاح به فحش كردن و صفير زدن و سنگريزه به انگشت بر يكديگر افگندن و مهرها از كمان كرده بر رهگذريان انداختن و شرب خمر و ضرب او تار و مزامير و سخريه با مسافران و امثال آنفَما كانَپس نبودجَوابَ قَوْمِهِجواب قوم وى مر سخن وى راإِلَّا أَنْ قالُوامگر آنكه گفتندائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِبيار عذاب خداى را بر ماإِنْ كُنْتَاگر هستى تومِنَ الصَّادِقِينَاز راست‌گويان در آنكه اين فعلها قبيح است و بسبب آن عذاب بر شما نازل خواهد شد يعنى ما ترك اين عملها نخواهيم كرد تو اگر راست مىگوئى كه خدا هست و تو پيغمبرى پس تو او را بگو تا عذاب فرستد بما چون لوط ع از ايشان نااميد شدقالَگفت از روى مناجاترَبِّ انْصُرْنِيخدايا يارى ده مرا بانزال عذابعَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَبر گروه تباه‌كارانوَ لَمَّا جاءَتْو آن هنگام كه آمدندرُسُلُنافرستادگان ما يعنى ملائكهإِبْراهِيمَ بِالْبُشْرىبسوى ابراهيم عليه السلام جهت بشارت فرزندقالُواگفتندإِنَّا مُهْلِكُوابه درستى كه ما هلاك‌كنندگانيمأَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِاهل اين ديه سدوم را كه تكذيب خواهرزاده تو مىكنندإِنَّ أَهْلَهابه درستى كه اهل آن ديهكانُوا ظالِمِينَهستند ستمكاران بكفر و انواع منكراتقالَگفت ابراهيم عليه السلامإِنَّ فِيها لُوطاًبه درستى كه در ان ديه لوط عليه السلام است و او از ظالمان نيستقالُواگفتند ملائكهنَحْنُ أَعْلَمُما داناتريمبِمَنْ فِيهابهر كس كه درو است از مؤمن و كافر و ما از حال لوط عليه السّلام غافل نيستيملَنُنَجِّيَنَّهُهر آئينه او را رهائى خواهيم دادوَ أَهْلَهُو كسان او راإِلَّا امْرَأَتَهُمگر زن او را كه اوكانَتْباشدمِنَ الْغابِرِينَاز باقىماندگان در عذاب يا در ديه يعنى خواهيم گفت تا لوط ع از ميان قوم بيرون رود با اهل خود و همه كسان وى بيرون روند مگر زن او كه در ميان قوم بماند و با ايشان هلاك شود .