تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 883

مساهمون:

ص٨٨٣
29 / 26 پس باور داشت ابراهيم را لوط و گفت ابراهيم هر آئينه هجرت‌كننده‌ام بسوى پروردگار خويش هر آئينه وى غالب با حكمت است ( 26 ) 29 / 27 و عطا كرديم او را اسحاق و يعقوب و مقرر داشتيم در اولاد وى پيغامبرى و كتاب را و داديم او را مزد او در دنيا و هر آئينه وى در آخرت از شايستگان است ( 27 ) 29 / 28 و فرستاديم لوط را وقتى كه گفت بقوم خود هر آئينه شما به عمل مىآريد كار بىحيائى را كه پيش دستى نكرده است بر شما بسوى آن هيچ‌كس از عالمها ( 28 )
شرح
فَآمَنَپس بگرويد و تصديق كردلَهُ لُوطٌمر او را لوط عليه السلام كه خواهرزاده و بقولى برادرزاده او بودوَ قالَو گفت ابراهيم عليه السلام مر او را و مر ساره را كه دختر عم وى بود و بوى ايمان آورده بودإِنِّي مُهاجِرٌبه درستى كه من هجرت‌كننده‌ام ازين قومإِلى رَبِّيبه آنجا كه امر پروردگار من استإِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُبه درستى كه او غالب است مرا مغلوب دشمنان نسازدالْحَكِيمُدانا است و به حكمت كار من بسازد پس لوط عليه السلام و ساره با وى اتفاق نموده از كوهى كه از سواد كوفه است به نجران رفتند و از آنجا بولايت شام درآمده ابراهيم عليه السلام به فلسطين نزول فرمود لوط عليه السلام به موتفكه رفت صاحب كشاف آورده كه ابراهيم ع در آن وقت هفتاد و پنج‌ساله بود و در همين سال خداى تعالى اسماعيل ع را بوى داد از هاجره رض كه كنيزك ساره خاتون بوده و چون سن مبارك آن حضرت عليه السلام به صد و دوازده يا صد و بيست رسيده حق سبحانه از ساره وى را فرزندى بخشيد چنانچه فرمودوَ وَهَبْنا لَهُو بخشيديم ما او را در سن پيرىإِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَفرزندى اسحاق ع نام و نبيره يعقوب ناموَ جَعَلْناو نهاديمفِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَدر فرزندان او نبوت را يعنى در بنى اسرائيل و بنى اسماعيلوَ الْكِتابَو كتابها را يعنى توريت و انجيل و زبور و فرقانوَ آتَيْناهُ أَجْرَهُو داديم ما او را مزد هجرت اوفِي الدُّنْيادرين سراى به‌آنكه فرزند داديم او را در كبر سن از عجوزه عقيمه يا ذرّيّت طيبه ارزانى داشتيم و پيغمبرى و كتب بديشان عطا كرديم يا او را مقبول خلق و محبوب دلها ساختيم تا همه اهل ملل نسبت خود بوى درست مىكنند يا حكم كرديم بصلاة بر وى تا آخر دهر ماوردى مىگويد مزد او در دنيا بقاى ضيافت اوست يعنى همچنان‌كه در حال حيات در مهمان‌خانه وى بساط دعوت انداخته بود حالا نيز هست و از خاص و عام از ان مائده پرفائده بهره‌منداندوَ إِنَّهُو به درستى كه اوفِي الْآخِرَةِدر ان سراىلَمِنَ الصَّالِحِينَاز جمله شايستگان و پسنديدگان استوَ لُوطاًو ياد كن لوط عليه السلام راإِذْ قالَچون گفتلِقَوْمِهِمر گروه خود را از اهل مؤتفكاتإِنَّكُمْآيا شمالَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَمىآيند بدان كار زشت و حفص انكم مىخواند يعنى به درستى كه شما به فاحشه مىآئيد يعنى مىكنيد كارى كه به‌غايت زشت است و بسبب قباحت آنما سَبَقَكُمْپيشى نگرفت بر شمابِهابه آن فاحشهمِنْ أَحَدٍهيچ يكىمِنَ الْعالَمِينَاز عالميان جهت آنكه طباع سليمه ازين عمل متنفّر است و نفوس پاكيزه اين كار را كاره .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 883 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )