تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 861

مساهمون:

ص٨٦١
28 / 33 گفت اى پروردگار من هر آئينه من كشته‌ام از ايشان شخصى پس مىترسم كه بكشند مرا ( 33 ) 28 / 34 و برادر من هارون فصيح‌تر است از من از جهت زبان پس بفرست او را همراه من مددكننده كه باور دارد مرا هر آئينهء من مىترسم از آنكه دروغى شمرند مرا ( 34 ) 28 / 35 گفت خدا محكم خواهيم كرد بازوى ترا به برادر تو و خواهيم داد شما را غلبه پس نتوانند رسيد به قصد ايذا بسوى شما بسبب نشانهاى ما شما و آنان كه پيروى شما كرده‌اند غالب خواهيد شد ( 35 ) 28 / 36 پس چون آورد موسى نشانهاى ما را واضح آمده گفتند نيست اين مگر جادوى بربسته و نشنيده‌ايم اين را در پدران نخستين خويش ( 36 ) 28 / 37 و گفت موسى پروردگار من داناترست بهر كه آورده‌ست هدايت از نزديك او و بهر كه او راست عاقبت پسنديده در آخرت هر آئينه رستگار نمىشوند ستمكاران ( 37 )
شرح
قالَ رَبِّگفت موسى عليه السّلام اى آفريدگار منإِنِّي قَتَلْتُبه درستى كه من كشته‌اممِنْهُمْ نَفْساًاز قبطيان يكى رافَأَخافُپس مىترسمأَنْ يَقْتُلُونِآنكه بكشند مرا بقصاص اووَ أَخِي هارُونُو برادر من هارونهُوَ أَفْصَحُاو فصيح‌تر استمِنِّياز منلِساناًاز جهت زبان‌آورى و سخن‌گزارىفَأَرْسِلْهُبس بفرست او رامَعِيبا منرِدْءاًيار و مددگاريُصَدِّقُنِيتا مرا تصديق كند در تقرير حجتها و تزهيق شبهتها يا تعبير كند از من كلام مراإِنِّي أَخافُبه درستى كه من مىترسمأَنْ يُكَذِّبُونِآنكه مرا تكذيب كنند فرعونيان و زبان من بوقت مناظره مرا يارى نكندقالَگفت خداى تعالىسَنَشُدُّ عَضُدَكَزود باشد كه سخت كنيم بازوى تو يعنى بيفزائيم نيروى توبِأَخِيكَبه برادر تووَ نَجْعَلُ لَكُماو بدهيم مر شما راسُلْطاناًغلبه و تسلطى بر اعادىفَلا يَصِلُونَپس نرسند ايشانإِلَيْكُمابسوى شما يعنى بر شما استيلا نيابند و دست تغلب ايشان بشما نرسد و برويد هر دوبِآياتِنابه حجتهاى ما يعنى بدلائل قدرت ما يا آنكه بسبب آيات ماأَنْتُماشما هر دووَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَو هر كه پيروى كند شما را غلبه‌كنندگانند نه مغلوب‌شوندگان زيرا كه رايات آيات ما عالى است و امداد و اعانت ما مر انبياء عليهم السلام را متواتر و متوالى و اللّه الغالب المتعالىفَلَمَّا جاءَهُمْ مُوسى بِآياتِناپس آن هنگام كه آمد موسى عليه السلام بديشان به آيتهاى يعنى معجزهاى مابَيِّناتٍروشن و هويدا و ظاهرقالُواگفتند فرعونيانما هذانيست اينإِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرىًمگر جادوى بربافته و ساخته او كه ديگرى مثل او نكرده و مانند او نديده‌ايموَ ما سَمِعْناو نشنوده‌ايمبِهذامثل اين سحر يعنى كه مثل اين بوده باشدفِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَدر روزگار پدران نخستين ما اين سخن به جهت آن گفتند كه در روزگار ايشان ساحران بسيار بودندوَ قالَ مُوسىو گفت موسىرَبِّي أَعْلَمُپروردگار من داناتر استبِمَنْ جاءَ بِالْهُدىبه‌آن‌كسىكه آمده به راه نمودن از انبياءمِنْ عِنْدِهِاز نزديك او يعنى مرا فرستاده و مىداند كه من محقّم و شما مبطليدوَ مَنْ تَكُونُ لَهُو داناست به كسى كه باشد مر او راعاقِبَةُ الدَّارِسر انجام پسنديده در سراى دنيا يعنى ختم بر ايمان ياور آخرت يعنى نجات از نيران و دخول در جنانإِنَّهُبتحقيق كار آنست كه به‌هيچ‌وجهلا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَفيروز نشوند ستمكاران بحسن عاقبت .