تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
2 / 253 اين پيغمبران فضل داديم بعضى را از ايشان بر بعضى يعنى پيغمبرها از ايشان كسى هست كه با او سخن گفت خدا و بلند كرد بعضى را در مرتبه‌ها و داديم عيسى پسر مريم را معجزه‌ها و قوّت داديم او را بروح القدس و اگر خواستى خدا با يكديگر نمىجنگيدند كسانى كه بعد از پيغمبران بودند پس از آنكه آمد به ايشان حجتها و ليكن اختلاف كردند پس از ايشان كسى هست كه ايمان آورد و از ايشان كسى هست كه كافر شد و اگر خواستى خدا با يكديگر نمىجنگيدند و ليكن خدا مىكند آنچه مىخواهد ( 253 ) 2 / 254 اى مسلمانان خرج كنيد از آنچه روزى داديم شما را پس از آنكه بيايد روز كه خريد و فروخت نيست در ان روز و نه دوستى و نه سفارش و كافران ايشانند ظالمان ( 254 )
شرح
تِلْكَ الرُّسُلُاين پيغمبران و فرستادگان كه درين سوره مذكور شدندفَضَّلْناافزونى داديمبَعْضَهُمْبرخى ايشان را بخصائص و فضائلعَلى بَعْضٍبر بعضى ديگرمِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُازين پيغمبران كسى بود كه خدا با وى سخن گفت بىواسطه چون آدم عليه السلام كه گفت اسكن انت و زوجك الجنة و چون موسى عليه السلام كه گفت انى انا ربك و چون پيغمبر ما كه فرمود فاوحى الى عبده ما اوحىوَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍو برداشت برخى را از ايشان به پايهاى بلند و تفاوت انبياء ازين جهت است كه بعضى از ايشان مبعوث به فرقه از آدميان بودند و بعضى باكثر ايشان يا به تمام زمره ايشان يا بمجموع جن و انس چون پيغمبر ما عليه السلام و ديگر آنكه گروهى را در خواب پيغمبرى دادند و جمعى را در بيدارى و نزد بعضى از مفسران مراد از رفع بعضهم ادريس عليه‌السلامست كه حق تعالى او را رتبه عاليه كرامت فرمود كما قال و رفعناه مكانا عليا صاحب كشاف آورده كه ظاهر آنست كه آن بعض پيغمبر ص ماست كه مفضل است بر انبيا بفضائل بيكران و خصائص بىپايان همچنان كه از مطاوى آيات و احاديث مفهوم و معلوم مىگردد مثنوىهمه انبياء در پناه تواند * مقيم در بارگاه تواندتو مهر منيرى همه اختراند * تو سلطان ملكى همه چاكراندوجوه افضليت آن حضرت ص نقلا و عقلا به بيان مبسوط در جواهر التفسير رقم تحرير يافتهوَ آتَيْناو داديم ماعِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِعيسى پسر مريم را معجزهاى روشن و هويدا چون ابراى اكمه و ابرص و احياى موتىوَ أَيَّدْناهُو قوّت داديم او رابِرُوحِ الْقُدُسِبجان پاك كه جبرئيل عليه السلام در مادر وى دميد يا نيرومند گردانيديم او را به موافقت جبرئيل عليه السلاموَ لَوْ شاءَ اللَّهُو اگر خواستى خدامَا اقْتَتَلَ الَّذِينَاختلاف نكردندى آنان كهمِنْ بَعْدِهِمْاز پس انبياء بودندمِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُاز پس آنكه آمد بديشان نشانهاى روشن بر نبوت پيغمبر ايشانوَ لكِنِ اخْتَلَفُواو ليكن اختلاف كردندفَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَپس ازين امتان كسى بود كه بگرويد يعنى بر ايمان خود ثبات ورزيده ملازم دين پيغمبر خود شدهوَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَو از ايشان كسى بود كه كافر شد و از دين پيغمبر اعراض نموده طريق حق را فروگذاشت تعريض يهود و نصارى است كه بعد از موسى و عيسى عليهما السلام از راه راست منحرف شدندوَ لَوْ شاءَ اللَّهُو اگر خواستى خداىمَا اقْتَتَلُوااختلاف نكردندى مخالفت را كه به لفظ اقتتال ايراد كرده ذكر مسببست و اراده سبب چه وقوع قتال بسبب خلاف است و تكرار از براى تاكيدوَ لكِنَّ اللَّهَو ليكن خدايَفْعَلُ ما يُرِيدُمىكند آنچه مىخواهد يعنى از خذلان و ضلالت و عصمت و هدايتيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوااى آن كسانى كه ايمان آورده‌ايدأَنْفِقُوانفقه دهيدمِمَّا رَزَقْناكُمْاز ان چيزى كه بشما عطا كرديم يعنى زكات مال بيرون كنيدمِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَپيش از آنكه بيايد بشمايَوْمٌروز كه از هول و هيبت آنلا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌخريد و فروخت نباشد در ان تا كسى خود را از عذاب باز خرد و نه دوستى بود تا كسى را حمايت كندوَ لا شَفاعَةٌو نه درخواستى بوقت حلول عذابوَ الْكافِرُونَو ناگرويدگانهُمُ الظَّالِمُونَايشانند ستمكاران كه منع كنند حق را از مستحق يا ظالم‌اند در وضع عبادت در غير موضعش .